تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
بنىجمح با وى [ ازدواج موقت ] كرده ، زنا نموده است ؟ » « 1 » در روايت ديگرى است كه طاوس گويد : ابن صفوان گفت : « ابن عباس فتواى به زنا مىدهد ! » راوى گويد : ابن عباس تعدادى از فرزندان « متعه » را نام برد . من از آنها كه بر شمرد تنها معبد بن اميه را به ياد مىآورم . » « 2 »

معبد سلمة بن امية كيست ؟

در يكى از روايات ديديم كه ابن عباس گفت : « اميرالمؤمنين عمر را كسى جز ام اراكه به اين عكس‌العمل وادار نكرد . او در حال باردارى بيرون آمد و عمر علت پرسيد . جواب داد : سلمة بن امية بن خلف وى را به « عقد موقت » خويش درآورده است . » بدين خاطر ، هنگامى كه ابن صفوان نظر ابن عباس را تخطئه كرد و آن را ناپسند شمرد ، ابن عباس به او گفت : « از عمويت بپرس ! » « 3 » در جمهره انساب ابن حزم آمده است : « امية بن خلف جحمى فرزندانى به نام على ، صفوان ، ربيعه ، مسعود و سلمة داشت كه معبد بن سلمه فرزند اين سلمة بن امية بن خلف است و مادرش ام اراكه بوده ، سلمه در دوران خلافت عمر يا ابىبكر او را به « عقد موقت » خويش درآورد و معبد بن سلمة نتيجه اين « ازدواج موقت » بود . » « 4 » مؤلف گويد : « به نظر ما صفوان بن اميه پدر همين ابن صفوان است و چون صفوان برادر سلمة بن اميه مىبود ، ابن عباس به او گفت : « از عمويت بپرس ! » و نيز گفت : آيا ام اراكه را فراموش كرده ؟ به خدا سوگند فرزند او - يعنى معبد بن سلمه پسرعموى ابن صفوان - فرزند « ازدواج موقت » است . آيا او زنا كرده است ؟ و چون فرزندان به دنيا آمده از « متعه » را برشمرد ، اين « معبد » را از آنان دانست . »

ج ) اختلاف عبداللّه بن عمر با ابن عباس

روايات رسيده از عبداللّه بن عمر درباره « ازدواج موقت » مختلف است . برخى از آنها
هامش
( 1 ) . مصنف عبدالرزاق ، ج 7 ، ص 498 ، باب المتعة . مقصود ابن عباس از « مردى از جمح » سلمة بن اميه است . در عبارت متن صفوان آمده كه صحيح آن ابن صفوان است . چنان كه در روايت دوم آمده ، زيرا ، صفوان قبلًا در مكه درگذشته بود و مناقشات ابن عباس درباره متعه در دوران عبداللّه بن زبير بوده است . ( 2 ) . مصنف عبدالرزاق ، ج 7 ، ص 499 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . جمهره انساب ، ابن حزم ، ص 159 - 160 .
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 383 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى