را پسنديد و گفت : تو و ردايت مرا بس . با او ازدواج موقت كردم و سه روز با او بودم كه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : « هر كس با اين زنان [ ازدواج موقت ] كرده ، آنان را آزاد بگذارد . » « 1 »
د ) در مسند طيالسى از مسلم قرشى روايت كند كه گفت : « نزد اسماء دخت ابىبكر رفتيم و از او درباره « ازدواج موقت » پرسيديم ، » گفت : « ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله آن را انجام داديم . » « 2 »
ه ) در مسند احمد و غير آن از ابىسعيد خدرى روايت كنند كه گفت : « ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله متعه [ ازدواج موقت ] مىكرديم ومهريه را لباس و جامه تعيين مىنموديم . » « 3 »
و ) در مصنف عبد الرزاق است كه : « برخى از ما با قدح پر از آرد متعه مىكرديم . » « 4 »
ز ) در صحيح مسلم و مسند احمد و غير آنها از عطا روايت كنند كه گفت : جابر بن عبداللّه براى انجام عمره [ به مكه ] آمد و ما در منزل به ديدارش رفتيم . مردم از او مسائلى پرسيدند و سپس بحث « متعه » را پيش كشيدند .
جابر گفت : « آرى ، ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله و ابىبكر و عمر « متعه » [ ازدواج موقت ]
مىكرديم . » « 5 »
در عبارت مسند احمد بعد از آن گويد : « و اين كار تا اواخر خلافت عمر ادامه داشت . »
و در بداية المجتهد گويد : « اين كار تا نيمه خلافت عمر ادامه داشت ، سپس عمر مردم را از انجام آن باز داشت . » « 6 »
5 . علت جلوگيرى عمر از ازدواج موقت در اواخر خلافت
در صحيح مسلم ، مصنف عبدالرزاق ، مسند احمد ، سنن بيهقى و غير آنها از جابر بن
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، كتاب نكاح ، ص 1024 ، حديث 1046 ؛ سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 202 و 203 ؛ مسند احمد ، ج 3 ، ص 405 .
( 2 ) . مسند طيالسى ، حديث 1637 .
( 3 ) . مسند احمد ، ج 3 ، ص 22 ؛ مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 264 .
( 4 ) . مصنف عبد الرزاق ، ج 7 ، ص 458 .
( 5 ) . صحيح مسلم ، كتاب نكاح ، ص 1023 ، حديث 1405 . شرح نووى ، ج 9 ، ص 183 ؛ مسند احمد ، ج 3 ، ص 380 و رجال احمد ، رجال الصحيح . ابو داود در باب الصداق گويد : در عهد رسول خدا صلى الله عليه وآله و ابوبكر و نيمى از خلافت عمر ، ازدواج موقت مىكرديم . سپس عمر از آن نهى كرد . و نيز رجوع كنيد : عمدة القارى ، ج 8 ، ص 310 .
( 6 ) . بداية المجتهد ، ابن رشد ، ج 2 ، ص 63 .