كس قصد رفتن به سوى خانه خدا كند همانند آن است كه قصد رفتن به سوى خدا كرده است . همچنين است حال نمازگزار و دعاكننده در روز عرفه كه تا وقتى در حال نماز و دعاست روبروى خداوند ايستاده است . »
و امام صادق عليه السلام در يك بيان كلى مىفرمايد : « خداوند متعال با زمان و مكان و حركت و سكون توصيف نگردد كه او خود آفريننده زمان و مكان و حركت و سكون است . »
6 . رؤيت خدا در پرتو روايات اهل البيت عليهمالسلام
ابوالحسن موصلى از امام صادق عليه السلام روايت كند كه فرمود : « دانشمندى يهودى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و پرسيد : اى امير مؤمنان ! آيا پروردگارت را در حال عبادت ديدهاى ؟ فرمود : « واى بر تو ! من پروردگارى را كه نديده باشم عبادت نمىكنم . » پرسيد : چگونه او را ديدهاى ؟ فرمود : « واى بر تو ! چشمها با مشاهده او را نبينند ؛ ولى دلها با حقيقت ايمان او را درمىيابند . » « 1 »
صفوان بن يحيى گويد : ابوقره محدث از من خواست تا او را خدمت امام رضا عليهالسلامببرم . از امام اجازه خواستم موافقت فرمود . ابوقره بر امام عليه السلام وارد شد و سؤال را از حلال و حرام و احكام شرعى آغاز
كرد تا به توحيد رسيد و گفت : « ما روايت داريم كه خداوند عزوجل « رؤيت » و « كلام » را ميان دو نفر تقسيم كرد . مكالمه و سخن گفتن با خود را به موسى بخشيد و رؤيت و ديدار خود را به محمد . » امام رضا عليه السلام فرمود : « پس چه كسى جن و انس را خبر داد كه
: لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ ؛
« 2 » ديدگان او را درنيابند و او ديدگان را دريابد ؟
وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
؛ « 3 » علم آنان او را در بر نگيرد ؟ و : ليس كمثله شىء ؛ « 4 » هيچ چيز همانند او نيست ؟ آيا محمد نبوده ؟ ابوقره گفت : چرا او بوده . فرمود : چگونه ممكن است مردى نزد مردم آيد و به آنان بگويد كه از سوى خدا آمده و آنان را به سوى خدا و حكم و فرمان خدا بخواند و بگويد :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ »
و
« وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً »
و
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
سپس بگويد : « من خود او را با چشمانم ديده و با علمم دريافتهام . او به شكل بشر است . » آيا شرم نمىكنيد ؟ زنديقان دينستيز نتوانستند چنين نسبتى را به او بدهند كه چيزى را از سوى خدا بياورد و سپس بر خلاف آن را
هامش
( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 109 ، حديث 6 .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 103 .
( 3 ) . سوره طه ، آيه 110 .
( 4 ) . سوره شورى ، آيه 11 .