تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
رؤيت قلبى برخاسته از حقيقت ايمان است ، نه رؤيت با چشم سر . و با استناد به روايات شيخ صدوق از امام رضا عليه السلام مىگوييم : رؤيت و ديدن اشيا با چشم سر ، متعلق به اجسام مادى است . و موجوداتى كه جسم مادى ندارند - مانند روح - با چشم سر ديده نمىشوند بلكه تنها از راه آثار شناخته مىشوند . و خداوند جليل جسم مادى حجم‌دار نيست تا با چشم سر ديده شود ، بلكه ذات اقدس او تنها از راه آثار قدرت و علم و حكمت و ساير آثار صفات ربوبى شناخته مىگردد . و در روايت ديگرى ، امام رضا عليه السلام در پاسخ سؤال‌كننده‌اى كه از درستى و نادرستى اين روايت مىپرسد كه : « خداوند سخن گفتن و ديدار با خود را ميان موسى و محمد تقسيم كرد » اين روايت را تكذيب مىكند و مىفرمايد : « پس اين آيات خداوندى را چه كسى به جن و انس رسانيد كه : ديده‌ها او را درنيابند و او ديده‌ها را درك كند و مخلوقات از درك او عاجزند و هيچ چيز همانند او نيست ؟ » و آنگاه كه سائل سخن امام را تكذيب اين روايات مىداند ، امام عليه السلام مىفرمايد : « آرى ، هر روايتى را كه با قرآن در تعارض باشد تكذيب مىكنم . » پيامبر خدا صلىالله‌عليه‌وآله از سوى خداوند مأمور گرديد تا قرآن و اهل البيت را مقياس و ميزان شناخت اسلام معرفى نمايد . اما برخى از مسلمانان [ اگرچه ] اهل البيت را جزء اين مقياس نمىدانند ، ولى همگى به اينكه قرآن كريم ميزان شناخت اسلام است ، اعتراف دارند . با اين حال ، دانشمندان مكتب خلفا به جاى آنكه روايات را بر قرآن عرضه بدارند تا درستى و نادرستى آنها روشن گردد ، قرآن را موافق با اين روايات تأويل و معنى مىكنند . يعنى ايشان احاديث ابوهريره و كعب‌الاحبار و امثال آنها را ميزان و مقياس قرار داده و آن را « سنت نبوى » ناميده‌اند و خود را نيز « اهل سنت » مىنامند . آنان آيات محكم قرآنى را از معناى ظاهرش منحرف كرده و با اين كار حرمت مقياس قرآنى را زير سؤال برده‌اند . ما ديديم كه امام رضا عليه السلام اصرار مىورزيدند كه قرآن مقياس روايات است ، و اگر روايتى با قرآن در تعارض باشد نبايد مورد توجه قرار گيرد . و در رد پندار كسانى كه رؤيت خدا را ممكن مىدانستند ، قول خداى سبحان را تلاوت