بنده را بر آن سرزنش كنى ، از آن اوست ، و هر چه را كه نتوانى بنده را بر آن سرزنش نمايى ، از آن خداست . خداوند به بندهاش مىفرمايد : چرا سركشى كردى ؟ چرا نافرمانى نمودى ؟ چرا شراب خوردى ؟ چرا زنا كردى ؟ اينها كار بنده است . خداوند از بندهاش نمىپرسد : چرا مريض شدى ؟ چرا قدت كوتاه است ؟ چرا سفيد رنگى ؟ چرا سياه رويى ؟ زيرا اينها كار خداوند است . « 1 »
شرح روايات
« جبر » و « تفويض » دو طرف دارد :
1 . طرفى كه به خدا و صفات خدا بازمىگردد .
2 . طرفى كه به انسان و صفات او مربوط مىشود .
آنچه از جبر و تفويض به خدا و صفات خدا مربوط است ، سزاوار آن است كه آن را از خدا و انبياى خدا و اوصياى ايشان بگيريم . و آنچه به انسان و صفات و افعال او مربوط مىشود همين مقدار كه مىگوييم : من اين كار را مىكنم ، و من آن كار را نمىكنم ، كافى است تا بدانيم كه هرچه مىكنيم به اختيار خويش است . در بحثهاى گذشته نيز دانستيم كه سير زندگى انسان با سير ذره و اتم و سيارات و كهكشانها و ديگر مسخَّرات به فرمان خدا ، در حركات و نتايج ، يكسان نيست . اين از يك طرف ، از طرف ديگر ، خداوند انسان را به حال خود رها نكرده و او را به خود واگذار ننموده تا هر چه را بخواهد ، همان گونه كه دوست دارد و هواى نفس او فرمانش مىدهد ، همان را انجام دهد ، بلكه خداوند بوسيله انبياى خود راهنمايىاش كرده : هم راه ايمان قلبى به حق را به او نشان داده ، و هم روش عمل شايسته سودمند جسمانى را به او نموده و هم از اعمال زيانبار آگاهش ساخته است . او اگر از هدايت خدا پيروى كند و يك گام در صراط مستقيم الهى پيش رود ، خداوند دستش را گرفته و ده گام جلوترش مىبرد ، سپس به خاطر آثار عملش در دنيا و آخرت هفتصد برابر پاداشش مىدهد ، و خداوند به مقتضاى حكمت و سنت خويش براى هر كس بخواهد مىافزايد .
ما ، در كتاب عقايد اسلام مثالى زديم و گفتيم : خداوند اين دنيا را همانند مهمانسرايى از نوع « سلف سرويس » براى مؤمن و كافر هر دو آماده كرده است ، « 2 » چنان كه در سوره
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 5 ، ص 59 ، حديث 109 .
( 2 ) . عقايد اسلام در قرآن كريم ، ج 2 ، ص 395 .