1 . كسى كه عقيده دارد خداى عزوجل مردم را بر گناهان مجبور كرده است ، او درباره فرمان بازدارنده الهى به خدا ستم كرده ، پس او كافر است .
2 . كسى كه معتقد است همه كارها به مردم واگذار شده ، او خدا را در قدرت و سلطنت خويش ضعيف و ناتوان پنداشته ، پس او [ نيز ] كافر است .
3 . كسى كه عقيده دارد خداوند بندگان را به آنچه مىتوانند مكلف كرده ، و آنچه را در توانشان نيست از آنان نخواسته است ، او هرگاه كار نيكى انجام دهد خدا را سپاس گويد و اگر كار بدى از او سر زند از خدا آمرزش مىخواهد ، اين همان مسلمان [ به حق ] رسيده است . « 1 »
روايت سوم
روايت سوم از هشتمين امام از ائمه اهل بيت عليهمالسلام ، امام على بن موسى الرضا عليهماالسلاماست كه فرمود :
1 . إنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ يُطَع بِإكراهٍ ، وَ لَمْ يُعْصَ بِغَلَبَةٍ وَ لَمْ يُهْمِلِ العِبادَ فى مُلْكِهِ ، هُوَ الْمالِكُ لِما مَلَّكَهُم وَ الْقادِرُ عَلى ما اقْدَرَهُم عَلَيْه فَإنِ ائْتَمَر الْعِبادُ بِطاعَتِهِ لَمْ يَكُنِ اللّهُ مِنْها صادّا ، وَ لا مِنْها مانِعا ، وَ إنْ ائْتَمَرُوا بِمَعْصِيَةٍ فَشاءَ أنْ يَحُولَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ذلِكَ فَعَلَ وَ إنْ لَمْ يَحُلْ وَ فَعَلُوهُ فَلَيْسَ هُوَ الَّذى أدْخَلَهُمْ فيه
خداى عزوجل از روى اجبار اطاعت نشده ، و از ضعف و شكست نافرمانى نگرديده ، و بندگان را در مملكت خويش بيهوده نگذاشته ، او بر همه آنچه كه در اختيارشان نهاده مالك ، و بر همه امورى كه توانشان داده توانمند است . اگر بندگان در پى طاعتش باشند خداوند راه آنان را نمىبندد و از اطاعت بازشان نمىدارد ، و اگر به دنبال نافرمانىاش باشند و او بخواهد ميان آنان و گناه فاصله شود ، خواهد كرد ، و اگر مانع از گناه نشد و آنان انجامش دادند ، او نيست كه آنان را در آن راه انداخته است . « 2 »
يعنى : انسانى كه خدا را پيروى مىكند مجبور بر اين پيروى نيست ، و انسانى كه خدا را نافرمانى مىكند بر اراده و خواست خدا چيره نشده ، بلكه اين خود خداست كه مىخواهد بنده در كارش مختار و آزاد باشد .
هامش
( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 360 - 361 .
( 2 ) . توحيد صدوق ، ص 361 .