نيكرفتار است ! « 1 » اين ، گفتار بتپرستان و دشمنان خداى رحمان و « قَدَرىمسلكان » و مجوسان اين امت است ! اى شيخ ! خداى عزوجل بندگان را مكلف ساخت تا به اختيار خود عمل كنند و آنان را نهى كرد تا خود بازايستند ، و بر كار اندك پاداش بسيار دهد ، شكستخورده نافرمانى نشده ، و ناخواسته اطاعت نگرديده ، « او آسمانها و زمين و موجودات ميان آن دو را به باطل نيافريده ، اين گمان كسانى است كه كافر شدند ، پس واى بر كسانى كه كافر شدند از عذاب آتش ! » « 2 »
راوى گويد : آن شيخ برخاست و سرود :
انت الإمامُ الَّذى نَرجُو بِطاعَتِهِ * يَوْمَ النَّجاةِ مِنَ الرَّحْمنِ غُفْرانا
اوْضَحْتَ مِنْ ديننا ما كانَ مُلْتَبسا * جَزاكَ رَبُّكَ عَنّا فيهِ إحْسانا
فَلَيْس مَعْذِرة فى فِعْلِ فاحِشَةٍ * قَدْ كُنْتُ راكِبُها فِسْقا وَ عِصْيانا
تو همان امام حقى كه به يمن طاعت او * به قيامت آرزويم كرم خدات باشد
تو زدين ما به يك دم همه شبهه را زدودى * مگر از خدات خواهم كه بر او جزات باشد
پس از اين بيان روشن نسزد گناه بر من * كه نه معذرت توانم نه مرا نجات باشد
روايت دوم
روايت دوم را از ششمين امام از امامان اهل بيت عليهمالسلام ، امام ابو عبداللّه جعفر بن محمد الصادق عليه السلام مىآوريم كه فرمود :
إنَّ النّاسَ فِى الْقَدَر عَلى ثَلاثَة أوْجُه : رَجُلٌ زَعَمَ أنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أجْبَر النّاسَ عَلَى الْمَعاصى فَهذا قَدْ ظَلَمَ اللّهَ في حُكْمِهِ فَهُوَ كافِرُ ، وَ رَجُلٌ يَزْعَمُ أنَّ الأمْرَ مُفَوَّضٌ إلَيْهِم فَهذا قَدْ أوْهَنَ اللّه فى سُلْطانِهِ فَهُوَ كافِرٌ . وَ رَجُلٌ يَزْعَمُ أنَّ اللّهَ كَلَّفَ الْعِبادَ ما يُطيقُونَ وَ لَمْ يُكَلِّفهُمْ ما لا يُطيقُونَ وَ إذا أحْسَنَ حَمَدَ اللّه وَ إذا أساءَ اسْتَغْفَر اللّه فَهذا مُسْلِمٌ بالِغٌ
مردم درباره « قَدَر » بر سه راه رفتهاند :
هامش
( 1 ) . زيرا هر دو در اصل كار مساويند ، چون عمل به اراده و اختيار آنان نبوده ، از طرفى نيكوكار مورد ستايش مردم قرار مىگيرد و اين را حق خود مىداند در حالى كه چنين نيست و به خاطر همين پندار ، او به ملامت سزاوارتر است از گناهكار ، زيرا گناهكار مورد ملامت مردم است و او خود را سزاوار اين ملامت مىداند ، در حالى كه چنين نيست ، پس بايد به او احسان شود تا تحمل آزار و ملامت مردم را با آن جبران كند ، نه به نيكوكار !
( 2 ) . اقتباسى است از آيه 27 سوره 2 .