تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
2 . « قَدَرَ » يعنى در تنگنا قرار داد ، « قَدَرَ الرِّزْقَ عَلَيْهِ وَ يَقدرُ » يعنى او را در تنگناى معيشت قرار داده و مىدهد . خداوند در سوره سبأ ، آيه 36 مىفرمايد :
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ ؛
بگو : پروردگار من روزى را براى هر كس بخواهد وسعت داده يا « تنگ » مىكند . 3 . « قَدَرَ » يعنى تدبير و اندازه كرد ، « قَدَرَ اللّه الأمر بقدره » يعنى خداوند آن را تدبير كرد يا خواستار وقوع آن شد ، چنان كه در سوره قمر ، آيه 12 مىفرمايد :
وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ؛
و زمين را شكافتيم و چشمه‌هايى بيرون فرستاديم ؛ و اين دو آب [ باران و چشمه ] « به اندازه‌اى كه تدبير و خواسته شده بود » با هم درآميختند .

ج ) معناى « قَدَّرَ »

1 . « قَدَرَ » يعنى حكم كرد ، فرمان داد ، « قَدَّرَ اللّهُ الأمرَ » يعنى خداوند حكم و فرمان داد كه كار ، اين گونه باشد . چنان كه در سوره نمل ، آيه 57 درباره زن لوط مىفرمايد :
فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ ؛
ما او [ لوط ] و خانواده‌اش را نجات داديم ، جز زنش كه فرموديم : او از بازماندگان باشد . يعنى حكم و فرمان ما اين بود كه آن زن از هلاك‌شدگان باشد . 2 . « قَدَّرَ » يعنى مدارا نمود ، درنگ كرد ، « قَدَّرَ فى الأمر » يعنى در انجام كار درنگ كرد و با آن مدارا نمود ، چنان كه خداى متعال در سوره سبأ ، آيه 11 به داود مىفرمايد :
أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ ؛
زره‌هاى كامل و فراخ بساز و در بافتن آنها با تأمل و مدارا عمل كن . يعنى در ساختن زره عجله مكن ، بلكه با دقت و زمان كافى اقدام كن تا نتيجه كارت محكم و استوار باشد .