علقمه گفت : به خدا سوگند ! عزل تو تنها از روى بخل و حسد بوده . عمر گفت : چه در چنته دارى به يارى ما ؟
او گفت : پناه بر خدا ! عمر بر ما حق شنيدن و اطاعت دارد و ما بر خلاف او كارى نمىكنيم !
صبح فردا كه عمر به مردم اجازه ورود داد ، خالد و علقمه بر او وارد شدند . علقمه در كنار خالد نشست . عمر به علقمه روى كرد و گفت :
بگو بدانم علقمه ، تو بودى كه آن سخنان را به خالد گفتى ؟ علقمه روى به خالد كرد و گفت : اى ابا سليمان ! آيا آنچه گفتم بازگو كردى ؟
خالد گفت : واى بر تو ! به خدا سوگند من پيش از اين با تو روياروى نشدهام ، من گمان مىكنم او را ديدهاى !
علقمه گفت : به خدا سوگند او را ديدم .
سپس به سوى عمر توجه كرد و گفت : اى امير مؤمنان ! چيزى جز نيكى نشنيدى .
عمر گفت : آرى چنين است ، آيا مىخواهى تو را فرمانرواى « حوران » « 1 » گردانم .
علقمه گفت : آرى .
عمر وى را ولايت « حوران » داد و در آنجا بود تا وفات كرد .
در اصابه افزوده است :
عمر گفت : اگر آيندگان پس از من رأى تو را داشتند از چه و چه نزد من محبوبتر بود .
آنچه نقل كرديم ، عين واقع تاريخى است ، لكن دانشمندان مكتب خلفا به آنچه روايت كردهاند استناد كرده ، و از روايات خود ضابطه شناخت صحابه رسول خدا صلىاللهعليهوآله را كشف كردهاند و بدين خاطر ، افراد ساخته و پرداخته سيف بن عمر متهم به زندقه را در شمار صحابه رسول خدا صلىاللهعليهوآله آوردهاند ؛ صحابه ساختگى سيف را كه ما در كتابمان : « يكصد و پنجاه صحابى ساختگى » او و رواياتش را مورد پژوهش و بررسى قرار دادهايم .
پس از بررسى ديدگاه دو مكتب در تعريف صحابى ، اينك عدالت صحابه در هر يك از
هامش
( 1 ) . حوران منطقه وسيعى از محدوده ادارى دمشق ، داراى روستاهاى بسيار و مزارع فراوان است . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 358 .