راست هم مىگفتند و قرآنِ ( بدون وحى بيان ) را داشتند . حضرت فرمود : « ديگر اين قرآن را نمىبينيد . » « 1 »
و آن قرآن ، الان نزد حجت بن الحسن ( عج ) است . و اين ، همان كتابى است كه در احاديث آمده است وقتى حضرت حجت ( عج ) ظاهر مىشود ، مىدهد تا اصحابش - كه ايرانىاند - آن را در مسجد كوفه درس بدهند . ( البته ناگفته نماند كه از زمان شيخ طوسى تا امروز هم ، علما و فقهاى نجف ، ايرانى بودهاند . ) كتاب جديدى كه روايات ما مىگويند حضرت حجت ( عج ) مىآورد ، اين قرآن است .
حال ببينيم كه با حديث پيامبر صلىاللهعليهوآله چه كردند . ابوبكر دستور داد تا قرآن را مجرد از وحى بيانى بنويسند . اين جمعآورى ، در زمان ابوبكر شروع شد و در زمان عمر ، تمام شد . عمر ، آن قرآن را نزد حفصه گذاشت « 2 » و شروع كرد به منع كردن از نشر حديث پيامبر صلى الله عليهوآله .
عمر با حديث پيامبر صلى الله عليه وآله چه كرد ؟
اولًا : منع روايت كردن حديث پيامبر صلى الله عليه وآله
به عنوان مثال ، سه صحابى ( به نامهاى عبداللّه بن مسعود ، ابودرداء و ابو مسعود انصارى ) كه در خارج مدينه به خلاف ميل خليفه ، حديث روايت مىكردند ، آنها را به مدينه جلب كرد و از اين شهر ممنوعالخروج نمود و تا پايان عمر خويش اجازه نداد از مدينه خارج شوند . « 3 »
در مقدمه سنن ابن ماجه آمده كه :
قرظة « 4 » بن كعب مىگويد : عمر ، ما را به عنوان كارگزاران دولتى در كوفه تعيين كرد و با ما
هامش
( 1 ) . تفسير الشهرستانى ، المقدمة ، الورقة ، 15 أ .
( 2 ) . المصاحف ، ج 1 ، ص 9 ؛ كنزالعمال ، ج 2 ، ص 362 - 263 ؛ منتخب الكنز ، بهامش مسند احمد ، ج 2 ، ص 44 ؛ فتح البارى ، ج 10 ، ص 390 .
( 3 ) . تذكرة الحفاظ ذهبى ، ج 1 ، ص 7 ؛ شرف اصحاب الحديث خطيب بغدادى ، ص 87 ؛ تاريخ ابن عساكر ، تحقيق سكينه الشهابى ، ج 31 ، ص 280 .
( 4 ) . قرظه بن كعب الانصارى خزرجى ، از صحابيان پيامبر صلى الله عليه وآله است در غزوه احد ، و غزوات پس از آن شركت داشت . يكى از ده نفرى است كه عمر ، ايشان را به همراه عمار ياسر به هنگام خلافت خود به كوفه فرستاد . در فتح رى كه به سال 23 هجرى صورت گرفت ، حضور داشت و اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام هنگامى كه از كوفه به بصره در جنگ جمل حركت كرد ، قرظه را به عنوان والى كوفه قرار داد و عاقبت به هنگام خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام از دنيا رفت . به نقل از اسد الغابه ، ج 4 ، ص 203 .