تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

فشرده داستان اصحاب كهف در تفاسير

اصحاف كهف ، گروهى از جوانمردان دربار دقيانوس بودند . پادشاهى كه ادعاى ربوبيت كرد . آنان مخفيانه به پروردگارشان ايمان آورده ، از نزد پادشاهشان گريخته و به غارى پناه آوردند . خداوند گوش و هوش آنان را گرفته و خواب چند ساله را بر ايشان چيره و سپس آنان را بيدار كرد . آنها فردى از خود را براى تهيه غذا به شهر فرستادند . مردم شهر با ديدن سكه‌هاى قديمى آنان ، به رازشان پى بردند . مردم شهر در آن وقت مؤمن بودند و از داستان فرار يك گروه مؤمن از شهر ، براى حفظ دين خود ، آگاهى داشتند ، لذا هنگامى كه جايگاه آنان را دانستند ، به سوى غار شتافتند . اين خبر به آن جوانمردان رسيد و آنان كه خوش نداشتند دوباره به شهرشان بازگردند از خدا خواستند تا آنان را بر حالى كه بودند بازگرداند . خداوندبار ديگر آنان را بسان مردگان در خواب كرد . مردم شهر درباره چگونگى برخورد با آنان به بحث و جدال با هم پرداختند ، و آنان كه بر حال اصحاب كهف آگاه شده بودند ، گفتند : بر جايگاهشان مسجدى بنا مىكنيم . « 1 »

نتيجه بحث

در آيه اول ، خداوند متعال فرمانمان داد تا از جاى چاى ابراهيم نمازگاه برگيريم و در پس آن خدا را عبادت كنيم . اين كار به هيچ روى شرك نيست بلكه توحيد عبادى و عين اطاعت از خداى سبحان است . در آيه دوم ، خداوند از مؤمنينى خبر داده كه مصمم شدند تا بر خوابگاه آن جوانمردانِ مؤمن مسجدى بسازند و خداى سبحان را در آنجا عبادت كرده و براى او سجده نمايند . اينان همه مؤمن بودند نه مشرك ! خداوند نيز آنان را بر اين كارشان مذمت نفرموده است . * * * اين دو نمونه را از كتاب خدا بيان داشتيم . در سنت رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله نيز نمونه‌هايى است كه بيان مىداريم :
هامش
( 1 ) . به تفسير آيات در كتب تفسير مراجعه شود .