تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
در تورات است كه خليل محلى را از عفرون بن صوحارِ حثى به مبلغ چهارصد درهم نقره خريدارى و ساره را در آن دفن كرده است . گروهى از اهل حديث بدانجا منسوب‌اند . آنجا محلى پاك و روح‌افزاست كه آثار بركت بر آن هويداست . مىگويند : قلعه آن از بناى سليمان بن داود است . هَروى گفته است : « در سال 567 هجرى وارد « بيت المقدس » شدم . در آنجا و در شهر « الخليل » با بزرگانى از اهل حديث گرد آمدم . آنان براى من روايت كردند كه در سال 513 هجرى در دوران ملك بردويل محلى در غار الخليل فرو رفت ؛ گروهى از فرنگيان با اجازه شاه وارد آن شدند و ابراهيم و اسحاق و يعقوب را در آنجا يافتند ؛ كفنهايشان پوسيده بود و آنان به ديوارى تكيه داشتند ؛ بالاى سرشان قنديلهايى آويزان و سرهايشان باز بود ؛ پادشاه دوباره بر آنان كفن پوشانيد و محل فرو رفته را مسدود كرد . گويد : نزد سلفى خواندم : « مردى كه ارمنىاش مىگفتند ، قصد زيارت الخليل كرد و هداياى فراوانى به متولى آن محل داد و از او خواست تا امكان فرود و ديدار جسد ابراهيم را برايش فراهم كند . پاسخ شنيد : « اكنون نمىشود ولى اگر بمانى تا خلوت شود و زائران بروند ، انجام خواهم داد . » هنگامى كه زائران رفتند سنگى را كنار زد و چراغى برگرفت و با يكديگر به اندازه هفتاد درجه به سوى غارى كه هواى فراوانى در آن جريان داشت فرود آمدند . در غار سكويى بود كه ابراهيم بر روى آن خوابيده و جامه سبزى بر روى او پوشيده بود و هواى جارى در غار با ريش سفيدش بازى مىكرد . اسحاق و يعقوب نيز در كنار او بودند . سپس او را به نزديك ديوار غار آورد و به او گفت : ساره پشت اين ديوار است . او خواست تا پشت ديوار را نظاره كند كه ناگهان صدايى برخاست : « از نزديك شدن به حرم بپرهيز ! » او گفته است : [ با شنيدن صدا ] از همانجا كه پايين رفته بودم بازگشتم . » « 1 » در جلد اول تاريخ ابن عساكر در اين باره مطلبى آمده كه فشرده آن چنين است : « هنگامى كه پس از سال 86 هجرى جامع دمشق را به دستور وليد بن عبدالملك ( متوفاى 96 هجرى ) حفر مىكردند ، سر يحيى بن زكريا را در سبدى در صندوق و در زير يكى از پايه‌هاى گنبد يافتند و آن را به همان گونه در زير ستونى از ستونها قرار دادند . »
هامش
( 1 ) . معجم اللبلدان ، ج 2 ، ص 468 .