يا بدر أهلك جاروا * و علمّوك التّجرى
و قبّحوا لك و صلى * و حسّنوا لك هجرى
فليفعلوا ما أرادوا * فانّهم أهل بدر
اى بدر خاندان تو ستم كردند و به تو جسارت و جرأتكردن آموختند .
وصل مرا براى تو زشت جلوه دادند و دورى گزيدن از من را زيبا نمودند .
پس هرچه مىخواهند بكنند به راستى آنان اهل بدرند .
توضيح : واژهء « بدر » در آغاز شعر نام زيبارويى بوده است ، و بيت آخر اشاره به داستانى دارد كه در زمان حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - رخ داد و يكى از كسانى كه در جنگ بدر حضور داشت و اصطلاحا « اهل بدر » شمرده مىشد خطايى كرد و راز حمله به مكه را فاش ساخت ، آنگاه گفته شد :
« اعملوا ما شئتم فقد غفرت لكم » « 1 »
هركار مىخواهيد بكنيد من شما را بخشيدم .
و مانند سخن خداى برين :
« قالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ عَلى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ »
« 2 »
[ يعقوب ] گفت : « آيا همانگونه كه شما را پيش از اين بر برادرش امين گردانيدم ، بر او امين سازم ؟
أشار يعقوب فى كلام هنا لأولاده بالنسبة إلى خيانتهم السّابقة فى أمر أخيهم يوسف .
حضرت يعقوب در سخنى كه اينجا با فرزندانش دارد به خيانتى كه در زمان گذشته به برادرشان يوسف كردهاند اشاره كرده است .
و مانند سخن شاعر : « 3 »
فو اللّه ما أدرى أ أحلام نائم * المّت بنا أم كان فى الركب يوشع
پس به خدا سوگند نمىدانم آيا رؤياى شخص خواب بر ما فرود آمده است يا يوشع در ميان كاروان هست . « 4 »
هامش
( 1 ) - علوم البلاغة ، ص 376
( 2 ) - يوسف ، 64
( 3 ) - اين شعر از ابو تمام است .
( 4 ) - اشاره است به اينكه حضرت يوشع درخواست كرد تا خورشيد متوقف گردد .
روايت مىشود كه حضرت يوشع - عليه السّلام - در روز جمعهاى با ستمگران پيكار كرد ، همينكه خورشيد روى گرداند ترسيد كه آفتاب پيش از اينكه كشتن ستمگران پايان يابد غروب كند و داخل در روز شنبه گردد كه -