بيت دوم تضمين است .
3 - و العقد هو نظم النثر مطلقا لا على وجه الاقتباس و من شروطه أن يؤخذ المنثور بجملة لفظه أو بمعظمه فيزيد الناظم فيه و ينقص ليدخل فى وزن الشعر .
3 - عقد به شعر درآوردن نثر است . ( چه قرآن باشد و چه غير قرآن ) نه به گونهء اقتباس .
و از شرطهاى عقد اين است كه همهء الفاظ يك نثر يا قسمت عمدهء آن گرفته شود آنگاه ناظم بر آن بيفزايد يا از آن بكاهد تا در وزن شعرى راه يابد .
توضيح : « مطلقا » يعنى هرنثرى كه باشد چه از قرآن كريم و چه از غير قرآن .
« لا على وجه الاقتباس » يعنى به گونهء اقتباس نباشد .
در اقتباس دو شرط بايد رعايت شود :
1 - اينكه اعلان نگردد آنچه گرفته شده از قرآن يا حديث است .
2 - تغيير لفظ در آن اندك باشد .
اما در عقد بايد :
1 - تذكر داده شود كه آنچه گرفته شده است از كيست .
2 - اگر تذكر داده نشود بايد تغيير فراوان باشد .
ضمير « شروطه » به « عقد » باز مىگردد ، و ضمير « لفظه » و « معظمه » و « فيه » به منثور برمىگردد .
فعقد القرآن الكريم كقوله : عقد قرآن كريم مانند سخن او : « 1 »
انلنى بالّذى استقرضت خطّا * و اشهد معشرا قد شاهدوه
فإنّ اللّه خلّاق البرايا * عنت لجلال هيبته الوجوه
يقول : إذا تداينتم بدين * إلى اجل مسمّى فاكتبوه
در برابر چيزى كه از من وام گرفتهاى نوشتهاى به من عطا كن و گروهى را كه ديدهاند به گواهى بگير . بىشك خداوندى كه بسيار آفرينندهء موجودات است و چهرهها براى بزرگى هيبت و ترس از او خاضع گشته است مىگويد : هرگاه به يكديگر تا سررسيد معينى وام داديد آن را بنويسيد .
« عنت لجلال هيبته الوجوه » عقد آيهء كريمهء
« وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ »
« 2 » است و به سبب تغيير بسيارى كه در آن واقع شده است اقتباس نيست .
هامش
( 1 ) - اين شعر از امّ عمرو نسفى است .
( 2 ) - طه ، 111