تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
و مانند سخن شاعر :
رحلوا فلست مسائلا عن دارهم * « أنا باخع نفسى على آثارهم »
كوچ كردند پس من از خانهء آنان سؤال‌كننده نيستم ، من جانم را در پى آنان تباه مىكنم . مصراع دوم اين شعر اقتباس از اين آيهء كريمه است :
« فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ »
« 1 » شايد تو جان خود را از اندوه ، در پيگيرى [ كار ] شان تباه كنى . و مانند سخن ديگر : « 2 »
و لاح بحكمتى نور الهدى * فى ليال للضلالة مدلهمّة يريد الجاهلون ليطفئوه * و يأبى اللّه إلّا أن يتمّه
با حكمت من نور هدايت درخشيد در شب‌هايى كه براى گمراه گشتن سخت تاريك بود . نادانان مىخواهند آن نور را خاموش سازند و خداوند نمىگذارد تا اين‌كه آن را كامل كند . بيت دوم اين شعر اقتباس از اين آيهء كريمه است :
« يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ »
« 3 » اقتباس از آيات قرآن كريم در فارسى مانند اين اشعار حافظ :
شب وصل است و طىّ شد نامه هجر * سلام فيه حتىّ مطلع الفجر « 4 » تو نيك و بد خود هم از خود بپرس * چرا بايدت ديگرى محتسب و من يتّق اللّه يجعل له * و يرزقه من حيث لا يحتسب « 5 »
و مانند اين اشعار استاد حسن‌زاده :
چه باشد ق و چه معنى دهد ن * ز ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ « 6 » بود آن ليلهء پرارج و پراجر * سلام هى حتى مطلع الفجر « 7 »
و مثاله من الحديث فى النّثر قول الحريرى :
هامش
( 1 ) - كهف ، 6 ( 2 ) - اين شعر را به عمر خيّام نسبت داده‌اند . ( 3 ) - توبه ، 32 ( 4 ) - اقتباس از آيهء 5 سورهء قدر است . ( 5 ) - اقتباس از آيهء 3 سورهء طلاق است . ( 6 ) - اقتباس از آيهء 1 و 2 سوره قلم است . ( 7 ) - اقتباس از آيهء آخر سورهء قدر است .