« سيب » : عطا ، بخشش . « سحب » : بر وزن قفل ، جمع « سحاب » است . « جهام » : به فتح جيم ، ابر بىباران است .
اين شعر با اينكه معنايش از ابو تمام گرفته شده ، بهتر از آن است ؛ چون سخن با تشبيه و مثل ارائه شده است .
و إن امتاز الأوّل فالثانى مذموم و ان تماثلا فهو أبعد عن الذّم كقوله :
و اگر شعر نخست بهتر باشد ، شعر دوم نكوهيده است ؛ و اگر همانند باشند ، شعر دوم از نكوهش دور تر است . مانند سخن او :
و لم يك أكثر الفتيان مالا * و لكن كان أرحبهم ذراعا « 1 »
دارايى او بيشتر از جوانمردان نبود ليكن از آنان گشادهدستتر بود .
و سخن ديگر :
و ليس بأوسعهم فى الغنى * و لكن معروفه أوسع « 2 »
او در بىنيازى از آنان دستبازتر نيست ليكن احسان او گسترده است .
و يتّصل بالسّرقات الشّعرية ثمانية أمور ، الاقتباس و التّضمين و العقد و الحلّ و التّلميح و الابتداء و التّخلص و الانتهاء .
و هشت چيز به دزديهاى شعرى متصل مىشود :
1 - اقتباس . 2 - تضمين . 3 - عقد . 4 - حلّ . 5 - تلميح . 6 - ابتداء . 7 - تخلّص . 8 - انتهاء .
1 - الاقتباس هو أن يضمّن المتكلم منثوره أو منظومه شيئا من القرآن أو الحديث ، على وجه لا يشعر بأنّه منهما .
1 - اقتباس اين است كه گوينده در نثر يا شعرش ، چيزى از قرآن يا حديث بگنجاند به گونهاى كه اعلان نكند اين از قرآن يا حديث است .
توضيح : « اقتباس » در لغت به معنى شعله گرفتن يا نور گرفتن است .
« على وجه لا يشعر بأنّه منهما » يعنى نگويد : قال اللّه تعالى ، يا نگويد : قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - كه معلوم شود از قرآن يا حديث است .
فمثاله من النّثر
مثال آن از نثر :
هامش
( 1 ) - اين شعر از ابو زياد اعرابى است و اينگونه نيز نقل شده است : « و ما كان اكثرهم سواما » نگاه كنيد به انوار البلاغه ، ص 377
( 2 ) - اين شعر را اشجع در مدح جعفر برمكى گفته است .