بيت آخر اقتباس از حديث شريف « كلّ ميسّر لما هو خلق له » است .
و مانند سخن گوينده :
لا تعاد النّاس فى أوطانهم * قلّما يرعى غريب الوطن
و إذا ما شئت عيشا بينهم * خالق الناس بخلق حسن
با مردم در وطنهايشان ستيز مكن ، حرمت غريب كمتر پاس داشته مىشود . « 1 »
و اگر خواستى در ميان آنان زيست كنى ، با مردم با اخلاق نيكو همزيستى كن . « 2 »
مصراع آخر اقتباس از حديث پيامبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - است . « 3 »
2 - و التّضمين هو أن يضمّن الشاعر كلامه شيئا من مشهور شعر الغير مع التّنبيه عليه ان لم يكن مشهورا لدى نقّاد الشعر و ذوى اللّسن و بذلك يزداد شعره حسنا .
2 - و تضمين اين است كه شاعر چيزى از شعر مشهور ديگران را در دل سخن خويش جاى دهد و تذكر دهد كه شعر از كيست ؛ اگر پيش ناقدان شعر سخنوران ( اهل زبان ) مشهور نباشد ؛ و با اين كار ، بر زيبايى شعر او افزوده مىشود .
مانند سخن صاحب بن عبّاد :
أشكو إليك زمانا ظلّ يعركنى * عرك الأديم و من يعدو على الزمن
و صاحبا كنت مغبوطا بصحبته * دهرا فغادرنى فردا بلا سكن
و باع صفو و داد كنت أقصره * عليه مجتهدا فى السرّ و العلن
هامش
( 1 ) - مسند احمد ، ج 1 ، ص 5 ، صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 215
( 2 ) - امالى طوسى ، ج 1 ، ص 186 ، حديث 312
( 3 ) - اقتباس به دو قسم تقسيم مىگردد :
در نوعى از آن ، لفظ اقتباس شده از معناى اصلىاش به معناى ديگرى نقل داده نمىشود ؛ مثل آنچه گذشت .
در قسم دوم ، لفظ اقتباس شده به معناى ديگرى نقل داده مىشود ؛ مانند سخن ابن رومى :لئن أخطات فى مديحك ما أخطأت فى منعى * لقد أنزلت حاجاتى بواد غير ذى زرعاگر من در ستودن تو خطا كردم تو در محروم ساختن من اشتباه نكردى ، من نيازهايم را در زمينى بىكشت فرود آوردهام .
شاعر لفظ « واد » را كنايه از مردى آورده است كه به نفع او اميد نمىرود و خيرى در او نيست ، در حالى كه « واد » در آيهء كريمه به معنى بىآب و علف است .
و اجازه دادهاند از لفظى كه اقتباس شده است چيزى كاسته شود يا بر آن افزوده گردد يا مقدّم و مؤخر شود ؛ همانگونه كه گذشت .
و بدانكه اقتباس سهگونه است :
الف : مقبول ؛ و آن اقتباسى است كه در سخنرانىها و پندهاست .
ب - مباح ؛ و آن اقتباسى است كه در غزل ، نامهها و داستانهاست .
ج : مردود ؛ و آن اقتباسى است كه در ياوهگويى به كار رفته مانند آنچه كه گذشت .