ان كنت أزمعت على هجرنا * من غير ما جرم فصبر جميل
و ان تبدّلت بنا غيرنا * فحسبنا اللّه و نعم الوكيل
اگر بر دور شدن از ما تصميم گرفتهاى بدون گناهى كه از ما سر زده باشد ، پس پيشهء ما شكيبايى شايسته است .
و اگر ديگرى را جايگزين ما ساختهاى ، پس خدا ما را بس است و نيكو حمايتگرى است .
« فَصَبْرٌ جَمِيلٌ »
« 1 » در پايان بيت اول و تمام مصراع چهارم اقتباس از قرآن كريم است . « 2 »
و مانند سخن گويندهء ديگر :
لا تكن ظالما و لا ترض بالظلم * و انكر بكلّ ما يستطاع
يوم يأتى الحساب ما لظّلوم * من حميم و لا شفيع يطاع
ستمگر مباش و به ستم رضايت مده و با هرچه مىشود انكار كن .
وقتى روز حساب فرا مىرسد براى ستمگر نه دوستى وجود دارد و نه شفاعتكنندهاى كه شفاعتش پذيرفته شود .
مصراع آخر گرفته شده از اين آيهء شريفه است :
« ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ »
« 3 »
و مانند سخن يكى از آنان :
إن كانت العشّاق من أشواقهم * جعلوا النّسيم الى الحبيب رسولا
فأنا لذّى أتلو لهم يا ليتنى * كنت اتّخذت مع الرّسول سبيلا
اگر عاشقان از روى شوقهايى كه دارند ، نسيم را پيك به سوى محبوب قرار مىدهند ، پس من كسى هستم كه براى آنان مىخوانم اى كاش با پيك ، راهى را پيش گرفته بودم .
قسمت آخر شعر اقتباس از اين آيهء كريمه است :
« يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا »
« 4 »
توضيح : اين شعر از قاضى محى الدّين است كه دربارهء معشوقهاش كه « نسيم » نام داشته سروده . « 5 »
هامش
( 1 ) - يوسف ، 18 و 83
( 2 ) - آل عمران ، 172
( 3 ) - غافر ، 18
( 4 ) - فرقان ، 27
( 5 ) - من روائع البديع ، ص 82