و قريب منه تبدّل الألفاظ بضدّها مع رعاية النّظم و التّرتيب كما فعل بقول حسّان رضى اللّه عنه :
و نزديك به آن ، تبديل الفاظ به ضد آنها با رعايت نظم و ترتيب است ؛ همانگونه كه با سخن حسّان - خداوند از او خوشنود باد - چنين شده است :
بيض الوجوه كريمة أحسابهم * شمّ الأنوف من الطّراز الأول
چهرههايشان سپيد و حسبهايشان ارجمند است . بينىهايشان بلند و از طراز نخست هستند .
« شمّ » : جمع « اشمّ » و به معنى بلندى بينى و كنايه از رفعت شأن است .
« طراز » : به معنى علامت و كنايه از شرافت است .
و ديگرى گفته است :
سود الوجوه لئيمة احسابهم * فطس الأنوف من الطّراز الآخر
چهرههاشان سياه و حسبهايشان پست است . بينىهايشان كوتاه از طراز واپسين هستند .
« فطس » : جمع « افطس » به معنى كوتاهبينى ، و آن كنايه از ذلّت و خوارى است .
ب - و المسخ أو الإغارة هو أن يأخذ بعض اللّفظ أو يغيّر بعض النّظم فان امتاز الثانى بحسن السبك فممدوح .
ب - مسخ يا اغاره اين است كه مقدارى از لفظ گرفته شود يا قسمتى از نظم تغيير يابد آنگاه اگر دوم سبكش از اول امتياز داشت ، پس ستوده است .
و مانند سخن ديگر :
من راقب الناس لم يظفر بحاجته * و فاز بالطيّبات الفاتك اللهج « 1 »
كسى كه از مردم مراقبت پيشه كند در برآوردن نيازش پيروز نگردد ؛ و دلير و حريص ، به چيزهاى نيكو دست مىيابد .
« فاتك » : دلير . « لهج » : آزمند ، حريص .
شاعر ديگرى آن بيت را اينگونه مسخ كرده است :
من راقب النّاس مات همّا * و فاز باللّذات الجسور « 2 »
كسى كه از مردم حذر كند از غصّه مىميرد ، و جسور به لذّتها دست مىيابد .
هامش
( 1 ) - اين شعر از بشّار است .
( 2 ) - اين شعر از سلم خاسر است .