من نيازهايم را به زمينى بىكشت فرود آوردم .
4 - و فى الحديث : اللّهمّ أعط منفقا خلفا و أعط ممسكا تلفا . « 1 »
و در حديث آمده است : خداوندا به انفاقكننده جايگزين عطا كن ، و به بخيل آسيب . « 2 »
5 - قد بلينا فى عصرنا بأناس * يظلمون الأنام ظلما عمّا
يأكلون التراث أكلا لمّا * و يحبّون المال حبّا جمّا « 3 »
و در زمان خويش گرفتار مردمى شدهايم كه به خلق ستم مىكنند ، ستمى كه فراگير گشته است .
همهء ميراث را يكجا مىخورند و بسيار به مال مهر مىورزند .
6 - و إن أقرّ على رق أنامله * أقرّبا لرّق كتّاب الأنام له « 4 »
و اگر سرهاى انگشتانش بر صفحه اقرار مىكند ، نويسندگان مردم ، به بردگى او اعتراف مىكنند .
توضيح : « رقّ » در مصراع اول به معناى چيزى است كه بر آن مىنگارند . در قرآن كريم آمده است :
« فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ »
« 5 » و « رق » به كسر راء در مصراع دوم به معنى بردگى است .
خاتمة فى السّرقات الشّعرية و ما يتبعها « 6 »
السّرقة هى أن يأخذ الشّخص كلام الغير و ينسبه لنفسه و هى ثلاثة أنواع : نسخ و مسخ و سلخ .
بخش پايانى دربارهء دزديهاى شعرى و توابع آن است .
سرقت اين است كه شخص ، سخن ديگرى را بگيرد و به خود نسبت دهد ؛ و آن سه گونه است : نسخ ، مسخ و سلخ .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 58 ، ص 143 ، روايت 2
( 2 ) - در اين حديث سجع مرصّع وجود دارد چون يكى از دو فقره ، در وزن و قافيه مانند فقرهء ديگر است .
( 3 ) - در بيت دوم اين شعر اقتباس از قرآن كريم است :« وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا . »( فجر ، 19 و 20 )
( 4 ) - در اين شعر بين « أنامله » و « الانام له » جناس تام هست .
( 5 ) - طور ، 3
( 6 ) - « سرقات » جمع « سرقة » به فتح سين و كسر راء است و « سرقه » به كسر سين غلط است .