كأنّ الكأس فى يدها و فيها * عقيق فى عقيق فى عقيق
شرابى را به من مىنوشاند و مىآشامد كه شايسته است صفت « خلوق » بر آن نهاده شود .
گويا جام در دستش و در دهانش عقيقى است كه در عقيق ديگر و آن در عقيق ديگر نهاده شده باشد .
توضيح واژهها : « رحيق » : شراب . « خلوق » : مادّهاى عطرآگين است . « فيها » : دهان او ، « فى » : در اينجا « فم » است نه « فى » كه از حروف جرّ است .
مراد از سه اسم با معانى گوناگون جام ، دست و دهان است .
و در فارسى مانند اين شعر منوچهرى :
دو زلفش دو شب و دو خال مشكين * ظلام اندر ظلام اندر ظلام است
نموذج
بيّن ما فى الأبيات الآتية من المحسّنات اللفظية .
نمونه
آرايههاى لفظى را در بيتهايى كه ذكر مىشود بيان كن .
1 - عضّنا الّدهر بنا به * ليت ما حلّ بنا به « 1 »
روزگار با نيشش ما را گاز گرفت ، كاش آنچه به ما رسيد به آن رسيده بود .
2 - إلى حتفى سعى قدمى * أرى قدمى أراق دمى « 2 »
گام من براى مرگم تلاش كرد ، مىبينم كه گام من خونم را ريخت .
3 - لئن أخطأت فى مديحك ما أخطأت فى منعى
لقد أنزلت حاجاتى * بواد غير ذى زرع « 3 »
اگر من در ستودن تو اشتباه كردم تو در محروم ساختن من خطا نكردى .
هامش
( 1 ) - در اين بيت ميان « بنابه » اول كه يكى از نيشهاى دندان است و ميان « بنا به » دوم كه مركب از « بنا » و « به » است جناس تام وجود دارد .
( 2 ) - در اين شعر ميان « ارى قدمى » ( به قدمم نگاه مىكنم ) و « أراق دمى » ( ريخت و هدر داد يعنى بدون ديه مرا كشت ) جناس تام وجود دارد .
( 3 ) - در سطر دوم اين شعر اقتباس از قرآن كريم است :« رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ »( ابراهيم ، 37 )
پروردگارا ، من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بىآب و علفى در كنار خانهاى كه حرم توست ، ساكن ساختم .