« وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ »
« 1 »
و از مردم مىترسيدى ، با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى .
و مانند سخن تو :
سائل اللئيم يرجع و دمعه سائل .
طلبكنندهء از شخص پست ، باز مىگردد در حالى كه اشك او جارى است .
فسائل الأوّل من السّوال و سائل الثانى من السّيلان
« سائل » نخست گرفته شده از « سؤال » و « سائل » دوم گرفته شده از « سيلان » است .
و مانند سخن خداى متعال :
« اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً »
« 2 »
از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است .
و اللّذان يجمعهما شبه اشتقاق نحو قوله تعالى :
و آن دو لفظى كه شبه اشتقاق ، آن دو را گرد آورده باشد ؛ سخن خداى برين :
« قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ »
« 3 »
گفت : « به راستى من دشمن كردار شمايم . »
در اين آيهء كريمه « قال » مشتق از « قول » و « قالين » مشتق از « قلى » است .
ب - ردّ العجز على الصّدر فى النّظم هو أن يكون أحدهما فى آخر البيت و الآخر يكون إمّا فى صدر المصراع الأوّل أو فى حشوه أو فى آخره و إمّا فى صدر المصراع الثانى .
ب - باز گرداندن واژهء پايانى به آغاز ، در شعر بدينگونه است كه يكى از آن دو واژه در آخر بيت قرار گيرد و ديگرى يا در آغاز مصراع اول يا در وسط آن يا در آخرش و يا در آغاز مصراع دوم ؛ مانند سخن او :
سريع إلى ابن العمّ يلطم وجهه * و ليس إلى داعى النّدى بسريع « 4 »
به سوى پسرعمويش شتابنده است در حالى كه به چهرهء او سيلى مىزند و به سوى
هامش
( 1 ) - احزاب ، 37
( 2 ) - نوح ، 10
( 3 ) - شعرا ، 168
( 4 ) - در فارسى مانند اين بيت مسعود سعد :شيدا شدهام چرا همى ننهى * زنجير دو زلف بر من شيدا