احرق بها جسدى و كلّ جوارحى * و احرص على قلبى فانّك فيه
اى كسى كه با آتش ، چهرهء دوستش را مىسوزاند ، آرام بگير ، بىشك اشكهايم آن را خاموش مىسازد .
تو با آتش ، پيكر و همهء اعضايم را بسوزان و بر قلبم حريص باش ، قطعا تو در آنى .
و قد يلتزم أكثر من حرف كقوله :
و گاهى التزام به بيشتر از يك حرف است ؛ مانند سخن او :
كل و اشرب النّاس على خبرة * فهم يمرّون و لا يعذبون
و لا تصدّقهم إذا حدّثوا * فإنّهم من عهدهم يكذبون
بخور و با آگاهى به مردم بنوشان ، آنان مىگذرند و گوارا نمىدانند .
و آنگاه كه سخن گويند آنان را تصديق مكن ، بىترديد آنان از زمان خويش دروغ مىگويند .
دو حرف « ذال » و « باء » از باب التزام آورده شده است .
و در فارسى مانند :
چون عارض تو ماه نباشد روشن * مانند رخت گل نبود در گلشن
مژگانت همى گذر كند از جوشن * مانند سنان گيو در جنگ پشن
مثل گلشن و جوشن كه با دامن و مسكن همقافيه است ولى « شين » را براى آرايش سخن و صنعت لزوم ما لا يلزم آوردهاند .
9 - ردّ العجز على الصدر
الف - ردّ العجز على الصّدر فى النّثر هو أن يجعل أحد اللّفظين المكرّرين أو المتجانسين أو الملحقين بهما بأن جمعها اشتقاق أو شبهه فى أوّل الفقرة ثمّ تعاد فى آخرها .
9 - باز گرداندن پايان سخن به آغاز آن
الف - ردّ العجز على الصدر ، در نثر اينگونه است كه يكى از دو لفظ تكرار شده يا متجانس يا ملحق شده به دو متجانس كه اشتقاق يا شبه اشتقاق آن دو را گرد آورده است ، در آغاز فقره قرار گيرد سپس در پايان فقره تكرار گردد .
مانند سخن خداى متعال :