تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
مثال جايى كه حروف پايانى كلمات همسان باشد ، سخن خداى متعال است :
« إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ »
« 1 » به يقين نيكان در نعمتى فراوانند و بدكاران در دوزخند . در اين دو فقره همهء واژه‌ها هم‌وزن و هم‌قافيه است . و مثال التّقارب نحو قوله تعالى : و مثال جايى كه حروف پايانى تقارب داشته باشند ، سخن خداى برين است :
« وَ آتَيْناهُمَا الْكِتابَ الْمُسْتَبِينَ
* وَ هَدَيْناهُمَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
« 2 » ما به آن دو كتاب روشنگر داديم و آن دو را به راه راست هدايت كرديم . و در فارسى ترصيع گاه با تجنيس همراه است ؛ مانند :
بيمارم و كار زار و تو درمانى * بيم آرم و كارزار و تو درمانى گويم كه بر آتشم همى گردانى * گويم كه بر آتشم همى گردانى
7 - التّشريع التّشريع هو بناء البيت على قافيتين ، يصح المعنى عند الوقوف على كلّ منهما .

7 - تشريع « 3 »

تشريع بناى بيت بر دو قافيه است به گونه‌اى كه توقف بر هريك از دو قافيه صحيح باشد . مانند سخن شاعر : « 4 »
يا خاطب الدّنيا الدّنيّة إنّها * شرك الرّدى و قرارة الأكدار دار متى ما أضحكت فى يومها * أبكت غدا بعدا لها من دار و إذا أظلّ سحابها لم ينتفع * منه صدى لجهامه الغرّار غاراتها لا تنتفى و أسيرها * لا يفتدى بجلائل الأخطار
اى خواستگار دنياى پست ، همانا دنيا دام مرگ و كانون ناخوشىهاست . سرايى كه هرگاه امروزش بخنداند ، فردايش مىگرياند ؛ دور باد چنين خانه‌اى . و زمانى كه ابرش سايه اندازد ، به جهت ابر بىباران فريبنده‌اش ، عطش از آن سود
هامش
( 1 ) - انفطار ، 13 و 14 ( 2 ) - صافات ، 17 و 18 ( 3 ) - به آن توشيح يا ذو القافيتين نيز مىگويند . ( 4 ) - اين اشعار از حريرى است . نگاه كنيد به مقامهء 23 ، ص 181 مقامات