مىتوانيم به صورت « خمره » تصحيف كنيم كه به معنى شراب گردد و مىتوانيم به گونهء « جمره » درآوريم ( پارهء آتش ) . شاعر « حمزه » را ذكر كرده است و گفته دو مصحف آن يكى در دندان پيشين تو و ديگرى در دل من است .
پس در اينجا بين « حمزه » ، « خمره » و « جمره » جناس وجود دارد ليكن به يكى تصريح شده است و به دو تا اشاره .
و بعد فاعلم أنّه لا يستحسن الجناس و لا يعدّ من أسباب الحسن إلّا إذا جاء عفوا و سمح به الطبع من غير تكلّف ، حتّى لا يكون من أسباب ضعف القول و انحطاطه و تعرض قائله للسخرية و الاستهزاء .
و بعد : پس بدان جناس ، نيكو دانسته نمىشود و از اسباب زيبايى به حساب نمىآيد مگر وقتى كه به روانى و راحتى در كلام بيايد و طبع بدون زحمت آن را عطا كند ، تا از عوامل سستى و سقوط سخن نگردد و گوينده در معرض ريشخند و استهزاء قرار نگيرد .
2 - التصحيف
التصحيف هو التّشابه فى الخطّ بين كلمتين فاكثر بحيث لو أزيل أو غيّرت نقط كلمة كانت عين الثانية .
2 - تصحيف
دومين صنعت از صنايع لفظيه صنعت « تصحيف » است . تصحيف همانندى دو كلمه يا بيشتر از دو كلمه است به گونهاى كه اگر نقطههاى يك كلمه زدوده يا تغيير داده شود ، آن كلمه عين كلمهء ديگر گردد .
مانند : التخلّى ثمّ التحلّى ثمّ التّجلّى .
« تخلّى » : تهى ساختن دل از آلودگىهاست .
« تحلّى » : آراستن دل به فضائل است .
« تجلّى » : جلوهكردن نورهاست .
و در فارسى مانند :
ز تاب آتش دورى شدم غرق عرق چون گل * بيار اى باد شبگيرى نسيمى زان عرقچينم
3 - الازدواج
الازدواج هو تجانس اللّفظين المجاورين .
3 - ازدواج
ازدواج همانندى دو لفظى است كه در كنار يكديگر قرار گرفته .