4 - سجع
سجع اتفاق دو فاصله بر يك حرف پايانى در نثر است و بهترين آنجايى است كه فقرهها همسان باشد و آن سهگونه است : توجّه كنيد اين تعريف كامل نيست ؛ چون گاهى دو فاصله اتحاد در وزن دارد ولى اتفاق در حرف آخر ندارد ، آقاى همايى نگاشتهاند : « تسجيع : آن است كه سخن را با سجع بياورند ، و آن سخن را مسجّع و جملههاى مشابه را قرينه مىگويند . سجع آن است كه كلمات آخر قرينهها در وزن يا حرف روىّ يا هردو موافق باشد . » « 2 » أوّلها - السّجع المطرّف ، و هو ما اختلفت فاصلتاه فى الوزن و اتّفقتا فى التّقفية . اولين قسم آن سجع مطرّف است و آن سجعى است كه دو فاصلهء آن هموزن نباشد و همقافيه باشد . مانند سخن خداى برين : « ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً » « 3 » شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد ؟ و حال آنكه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است . در اين دو آيهء شريفه « وقارا » و « أطوارا » در وزن اختلاف دارند و در قافيه اتحاد . و مثل سخن خداى و الا :