تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
اى مردم اگر دربارهء برانگيخته شدن در شكيد ، پس [ بدانيد ] كه ما شما را از خاك آفريده‌ايم . در اين آيه وقوع خلقت از خاك ، دليل امكان بعث از خاك قرار داده شده است . و مانند سخن خداى برين :
« وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ »
و اوست آن كس كه آفرينش را آغاز مىكند و باز آن را تجديد مىكند و تجديد بر او آسانتر است . أى و كلّ ما هو أهون عليه فهو أدخل تحت الامكان فالاعادة ممكنة . يعنى و هرچه بر او آسانتر باشد امكان‌پذيرتر است ، پس تجديد و اعاده ممكن است . گفتنى است : استدلال در اين آيه كريمه به شيوه قياس اقترانى است . بدين‌گونه : الاعادة اهون عليه من البدو و كلّ ما هو اهون عليه من البدو ادخل فى الامكان . نتيجه مىدهد : فالاعادة ادخل فى الامكان . و سمّى هذا النوع بالمذهب الكلامى لأنّه جاء على طريقة علم الكلام و التوحيد و هو عبارة عن اثبات أصول الدّين بالبراهين العقلية القاطعة . و اين نوع ، مذهب كلامى ناميده شده است براى اين‌كه به شيوهء علم كلام و توحيد ارائه شده كه آن عبارت است از اثبات اصول دين با برهانهاى قطعى عقلى . و در فارسى مانند سخن حكيم ناصر خسرو :
گويند كه پيغمبر ما امت و دين را * چون رفت ز عالم بفلان داد و به همان پيغمبرى اى بىخردان ملك الهى است * از ملكت قيصر به و از ملكت خاقان هرگز ملكى ملك به بيگانه نداده است * شو نامهء شاهان جهان يك‌سره بر خوان با دختر و داماد و نبيره به جهان در * ميراث به بيگانه دهد هيچ مسلمان
و مانند اين شعر و اصل لاهيجى :
بىجوهران به تربيت آدم نمىشوند * شبنم به بوى گل نتواند گلاب شد
11 - حسن التعليل : « 1 » حسن التّعليل هو أن ينكر الأديب صراحة أو ضمنا علّة الشّىء المعروفة و يأتى بعلّة
هامش
( 1 ) - بىترديد هرپديده‌اى علت ويژهء علمى دارد ، ذكركردن آن علت‌ها حسن تعليل نيست . اديب بايد دور از قلمرو علوم ، اديبانه و براساس تخيل ، دليل‌سازى مناسب براى پديده‌ها داشته باشد . اگر اين دليل‌تراشيها خيال‌گرايانه و زيبا باشد حسن تعليل است . ( مترجم )