ساق الشاعر هذا الكلام أصالة لبيان طول الليل و أدمج الشكوى من الدّهر فى وصف الليل بالطول .
شاعر اين سخن را اصالتا براى بيان درازى شب ارائه كرده است و گلايه از روزگار را در ضمن وصف شب به درازى گنجانده است . « 1 »
و در فارسى مانند اين بيت حافظ :
ز چشم من بپرس اوضاع گردون * كه شب تا روز اختر مىشمارم
و مثل اين بيت او :
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را * چون شيشههاى ديده ما پر گلاب كن
10 - المذهب الكلامى :
المذهب الكلامى هو أن يورد المتكلّم على صحّة دعواه حجّة قاطعة مسلّمة عند المخاطب بأن تكون المقدّمات بعد تسليمها مستلزمة للمطلوب كقوله تعالى :
10 - مذهب كلامى :
مذهب كلامى اين است كه گوينده براى صحّت ادّعاى خويش دليل قاطعى را ارائه كند كه پيش مخاطب ، قطعى و پذيرفته شده باشد . بدينسان كه پس از پذيرش مقدّمات ، مستلزم مطلوب گردد ؛ مانند سخن خداى متعال :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
« 2 »
اگر در زمين و آسمان جز خدا ، خدايانى وجود داشت قطعا زمين و آسمان تباه مىشد .
و اللازم و هو الفساد باطل فكذا الملزوم و هو تعدّد الآلهة باطل و ليس أدلّ على ذلك من الحقيقة و الواقع .
لازم كه تباه شدن زمين و آسمان است باطل است ، همينگونه ملزوم كه وجود چند خداست ، و چيزى از حقيقت و واقعيت دلالتكنندهتر بر اين نيست . گفتنى است كه :
استدلال در اين آيهء شريفه به شيوهء قياس استثنايى است . و مانند سخن خداى برين :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ »
« 3 »
هامش
( 1 ) - ادماج اعم از استتباع است . استتباع تنها در قلمرو مدح به كار مىرود و ادماج در غير مدح نيز به كار مىرود . مانند :ز ميدان چنان تافت روى گريز * كه گفتى ز وى خواست سائل پشيز( 2 ) - انبياء ، 22
( 3 ) - حج ، 5