تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
غير ثابت فيراد اثباته . ناگزير علت بايد ادّعايى باشد . سپس وصف اعم از اين است كه ثابت باشد و بيان علت آن قصد گردد يا ثابت نباشد و اثبات آن اراده شود . الف - فالاول - وصف ثابت غير ظاهر العلّة كقوله : الف - قسم اول صفت ثابت است ليكن علت آن آشكار نيست ؛ مانند سخن او :
بين السيوف و عينيها مشاركة * من أجلها قيل للأجفان : أجفان
ميان شمشيرها و دو چشم او مشاركت وجود دارد ، ازاين‌رو به پلك‌هاى چشم همانند نيامهاى شمشيرها « أجفان » گفته مىشود . گفتنى است : در زبان عربى به پلك چشم و نيام شمشير « جفن » گفته مىشود كه جمع آن « اجفان » است . اكنون شاعر براى اين وصف ثابت يعنى به كارگيرى واژهء « اجفان » براى پلك‌ها علت‌آفرينى كرده است و گفته به پلك‌ها مانند نيام و غلاف شمشيرها « اجفان » مىگويند . چون چشم‌هاى او مانند شمشيرها خون‌ريز و جان‌گير است . و در فارسى مانند اين بيت حافظ :
گر غاليه خوشبو شد در گيسوى او پيچيد * و روسمه كمانكش گشت در ابروى او پيوست به صدق كوش كه خورشيد زايد از نفست * كه از دروغ سيه گشت صبح نخست
و مانند اين شعر اللّه قلى اصفهانى :
دانى كه چرا جزا به فردا افتاد * چون فاصله پر شود غضب كم گردد
و خاقانى گفته است :
تا چشم تو ريخت خون عشاق * زلف تو گرفت رنگ ماتم
و مانند سخن او « 1 » :
لم يحك نائلك السّحاب و انّما * حمّت به فصبيبها الرّحضاء « 2 »
هامش
( 1 ) - اين شعر از متنبى است . نگاه كنيد به ديوان متنبى ، تأليف عبد الرّحمن البرقوتى ، ج 1 ، ص 20 ( 2 ) - يعنى ابرها با بارانشان قصد همانند آورى براى بخشش تو را ندارند زيرا عطاى تو پيوسته است و از آب باران افزونتر و سرشارتر است . ليكن ابرها از روى رشك‌ورزى بر تو تب‌دار شده است ، پس آبى كه از آنها فرو مىريزد عرق آن تب است . « رحضاء » : عرق تب است . -