غير ثابت فيراد اثباته .
ناگزير علت بايد ادّعايى باشد . سپس وصف اعم از اين است كه ثابت باشد و بيان علت آن قصد گردد يا ثابت نباشد و اثبات آن اراده شود .
الف - فالاول - وصف ثابت غير ظاهر العلّة كقوله :
الف - قسم اول صفت ثابت است ليكن علت آن آشكار نيست ؛ مانند سخن او :
بين السيوف و عينيها مشاركة * من أجلها قيل للأجفان : أجفان
ميان شمشيرها و دو چشم او مشاركت وجود دارد ، ازاينرو به پلكهاى چشم همانند نيامهاى شمشيرها « أجفان » گفته مىشود .
گفتنى است : در زبان عربى به پلك چشم و نيام شمشير « جفن » گفته مىشود كه جمع آن « اجفان » است .
اكنون شاعر براى اين وصف ثابت يعنى به كارگيرى واژهء « اجفان » براى پلكها علتآفرينى كرده است و گفته به پلكها مانند نيام و غلاف شمشيرها « اجفان » مىگويند . چون چشمهاى او مانند شمشيرها خونريز و جانگير است .
و در فارسى مانند اين بيت حافظ :
گر غاليه خوشبو شد در گيسوى او پيچيد * و روسمه كمانكش گشت در ابروى او پيوست
به صدق كوش كه خورشيد زايد از نفست * كه از دروغ سيه گشت صبح نخست
و مانند اين شعر اللّه قلى اصفهانى :
دانى كه چرا جزا به فردا افتاد * چون فاصله پر شود غضب كم گردد
و خاقانى گفته است :
تا چشم تو ريخت خون عشاق * زلف تو گرفت رنگ ماتم
و مانند سخن او « 1 » :
لم يحك نائلك السّحاب و انّما * حمّت به فصبيبها الرّحضاء « 2 »
هامش
( 1 ) - اين شعر از متنبى است . نگاه كنيد به ديوان متنبى ، تأليف عبد الرّحمن البرقوتى ، ج 1 ، ص 20
( 2 ) - يعنى ابرها با بارانشان قصد همانند آورى براى بخشش تو را ندارند زيرا عطاى تو پيوسته است و از آب باران افزونتر و سرشارتر است .
ليكن ابرها از روى رشكورزى بر تو تبدار شده است ، پس آبى كه از آنها فرو مىريزد عرق آن تب است .
« رحضاء » : عرق تب است . -