اين جمله كنايه از صفت فقر و نداشتن غله و مواد غذايى است ؛ و ارادهء معنى اصلى آن صحيح است .
8 - بيض المطابخ لا تشكو إماؤهم * طبخ القدور و لا غسل المناديل
آشپزخانههاى آنان سپيد است ، كنيزانشان از پختن ديگها و شستن دستارها گلايه ندارند .
سپيدى آشپزخانهها و گلايه نكردن كنيزان از شستن دستارهايى كه هنگام غذا خوردن گسترده مىشود كنايه از صفت بخل است ، و ارادهء معنى اصلى آن هم صحيح است .
9 - مطبخ داود فى نظافته * أشبه شىء بعرش بلقيس « 1 »
ثياب طبّاخه إذا اتّسخت * أنقى بياضا من القراطيس
آشپزخانهء داود در پاكيزگى بهترين مانند براى تخت بلقيس است .
جامهء آشپز او هرگاه كه آلوده گردد سپيديش پيراستهتر از كاغذهاست .
پاكيزگى آشپزخانهء داود و جامهء آشپز او هردو كنايه از صفت بخل اوست ، و مىتوان معنى اصلى آن را نيز اراده كرد .
« قراطيس » جمع « قرطاس » به معنى كاغذ است .
10 - فتى مختصر المأكو * ل و المشروب و العطر
نقىّ الكأس و القصعة * و المنديل و القدر
جوانى كه خوردنى و آشاميدنى و عطر او اندك است .
جام ، كاسه ، دستار و ديگ او پاكيزه است .
توجه كنيد در بيت دوم اين شعر كلمهء « القصعة » كه به معنى كاسه و پياله است در كتاب جواهر البلاغه به غلط « القصّة » چاپ شده است . « 2 » تميز بودن جام ، كاسه ، دستار و ديگ كنايه از صفت بخل است ، و مىشود معنى اصلى آن را نيز اراده كرد .
11 - و ديگرى گفته است :
اليمن يتبع ظلّه * و المجد يمشى فى ركابه
يمن و بركت پيرو سايهء اوست و بزرگوارى در ركاب او راه مىرود .
اين كنايه از نسبت يمن و مجد به ممدوح است ، و ارادهء معنى اصلى آن صحيح
هامش
( 1 ) - « بلقيس » به كسر باء نام زنى است كه پادشاه سبأ بود و « سبأ » پايتخت قديمى كشور يمن است .
( 2 ) - نگاه كنيد به البلاغة الواضحه ، ص 130