نيست .
12 - أصبح فى قيدك السّماحة و المجد * و فضل الصّلاح و الحسب
گشادهدستى ، بزرگوارى و ارزش شايستگى و فضيلت دودمانى در بند تو افتاده است .
فلسنا على الأعقاب تدمى كلومنا * و لكن على اقدامنا تقطر الدّماء « 1 »
ما اينگونه نيستيم كه خون جراحتمان بر پشت پاهايمان بريزد ، ليكن خونها بر قدمهايمان بر پيش پاهايمان فرو مىچكد .
شاعر مىخواهد بگويد : در هنگام جنگ ما پشت نمىكنيم تا خون زخم ما بر پشت پاشنه پاهايمان بريزد بل پايدارى مىكنيم ازاينرو خونها در پيش پاهايمان فرو مىريزد .
در اين شعر دو كنايه وجود دارد : يكى ريزش خونها بر پشت پاها كه كنايه از صفت ترس است ، و ديگر فرو ريختن خونها بر پيش پاها كه نشان دليرى و شجاعت است . و در هردو مىتوان معنى اصلى آن را اراده كرد .
« تدمى » : خونآلود مىشود ، خون مىريزد .
« المجد بين ثوبيك » بزرگوارى ميان دو جامهء توست . كنايه از نسبت مجد به ممدوح است و ارادهء معنى اصلى آن صحيح نيست .
« و الكرم مل برديك » كرم گنجانده شده در دو برد توست . اين نيز كنايه از نسبت كرم به ممدوح است و ارادهء معنى اصلى آن صحيح نيست .
بلاغة الكناية
الكناية مظهر من مظاهر البلاغة و غاية لا يصل إليها إلّا من لطف طبعه و صفت قريحته و السّر فى بلاغتها أنّها فى صور كثيرة تعطيك الحقيقة مصحوبة بدليلها و القضية و فى طيّها برهانها .
بلاغت كنايه
كنايه يكى از مظاهر بلاغت است و هدفى است كه بدان دست نمىيابد مگر كسى
هامش
( 1 ) - « أعقاب » : جمع « عقب » به معنى پاشنه پاست . « كلوم » : زخم جراحت .
مىگويد : ما پشت نمىكنيم كه از پشت مجروح گرديم و خون زخممان بر پاشنههاى پايمان فرو ريزد ، لكن با صورتهايمان به استقبال شمشيرها مىرويم پس اگر مجروح شديم قطرههاى خونها بر پاهايمان جلوى پايمان فرو مىريزد .