مهابت سراپردهاش را بر سر او افراشته است ، پس زمانى كه آشكار شود دشمنان به دست او تباه مىگردند .
توضيح : « مهابت » : اعتبار ، عظمت .
اين كنايه از نسبت « مهابت » به ممدوح ، و ايماء است .
إنّ الّذى ملأ اللغات محاسنا * جعل الجمال و سرّه فى الضّاد « 1 »
آنكه لغتها را سرشار از زيبايىها ساخت زيبايى و راز آن را در ضاد قرار داد .
« فى الضّاد » كنايه از زبان عربى است ، بنابراين كنايه از موصوف و ايماء است .
بنى المجد بيتا فاستقّر عماده * علينا فأعيا النّاس أن يتحوّلا « 2 »
بزرگوارى خانهاى ساخت آنگاه ستونش بر ما استقرار يافت ، پس مردم را از دگرگون ساختن آن ناتوان كرد .
اين كنايه از نسبت مجد و ايماء است .
انّ فى ثوبك الّذى المجد فيه * لضياء يزرى بكلّ ضياء « 3 »
بىشك در جامهء تو كه بزرگوارى در آن است درخششى وجود دارد كه هر درخششى را خوار مىسازد .
اين كنايه از نسبت مجد به ممدوح است .
تمرين آخر
بيّن أنواع الكنايات الآتية و بيّن منها ما يصحّ فيه إرادة المعنى المفهوم من صريح اللفظ و ما لا يصح .
تمرين ديگر
انواع كنايههايى را كه مىآيد توضيح بده و بيان كن در كدام يك از آنها ارادهء معنايى كه از صريح لفظ فهميده مىشود صحيح است و در كدام يك صحيح نيست .
1 - وصف أعرابى رجلا بسوء العشرة فقال : كان إذا رآنى قرّب من حاجب حاجبا .
هامش
( 1 ) - در معارف اسلامى نيز « نطق بالضاد » كنايه از زبان عربى آمده است . فقال لأنّه افصح من نطق بالضاد .
بحار الانوار ، ج 2 ، ص 163 ، روايت 24 ( مترجم )
( 2 ) - اين شعر از حسّان بن ثابت است .
( 3 ) - ديوان متنبى ، ج 1 ، ص 23