صحيح و متواتر از جابر روايت كنند كه او گفته است : ما در زمان پيامبر ( ص ) و ابىبكر و عمر ، « ازدواج موقت » كرديم ، تا آنكه عمر به خاطر اقدام « عمرو بن حريث » ما را از آن بازداشت .
ه - . « بيهقى » در سنن و « هيثمى » در مجمع الزوائد از ابىهريره روايت كنند كه گفته است : « با رسول خدا ( ص ) به سوى غزوه تبوك بيرون شديم و در « ثنية الوداع » فرود آمديم . پيامبر ( ص ) زنانى را ديد كه گريه مىكردند . فرمود : « براى چه مىگريند ؟ » گفته شد : اينها زنانىاند كه شوهرانشان آنها را « متعه » [ / ازدواج موقت ] كرده و سپس از آنها جدا شدهاند . رسول خدا فرمود : « حرّم او هدم المتعة النكاح و الطلاق و العدّة و الميراث » يعنى : « متعه ، ازدواج و طلاق و عِدّه و ميراث را حرام - يا نابود - كرده است » .
اين روايت در « مجمع الزوائد » چنين است كه : « رسول خدا ( ص ) چراغهايى ديد و زنانى را كه مىگريستند » . « 1 »
اشكال اين حديث
در سند اين حديث ، « مؤمّل بن اسماعيل ، ابوعبدالرحمن عدوى » است كه در سال 205 يا 206 وفات كرده و در « تهذيب التهذيب » گويد : « بخارى گويد : حديث او منكر و ناشناخته است » .
و ديگرى گفته است : « كتابهايش را دفن كرد و بعد [ بدون نوشته ] روايت مىكرد و بدين خاطر ، خطا و اشتباه او بسيار است ، به اندازهاى كه گاهى ، توقف در برابر حديث او بر اهل علم واجب است . زيرا او روايات منكر و ناشناخته را از قول شيوخ ثقه و مورد اعتماد نقل مىكند ، [ / به آنان مىبندد ] و اين بسيار بدتر است . چه ، اگر اين روايات منكر و ناشناخته از قول راويان ضعيف بود ، براى آن
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، جلد 7 ص 207 . مجمع الزوائد ، جلد 4 ص 264 ، فتح البارى ، جلد 11 ص 73 . .