دامن حرام است .
و من نمىتوانم فهميد ؛ اگر اين سخن ابنعباس است ، پس چرا بعد از نيم قرن كه از نزول اين آيه گذشته بود ، با عبدالله بن زبير به مخاصمه و مخالفت برمىخيزد و بر حليّت « ازدواج موقت » پاى مىفشارد ؟ ! به علاوه مگر نكاح متعه « ازدواج موقت » از مصاديق « ازدواج » نيست ؟ و نيز ، اگر اين روايت صحيح باشد و ابنعباس فتواى خود را پس از نزول اين آيه - در زمان رسول خدا - رها كرده باشد پس چه وقت امام على ( ع ) به او - كه درباره « متعه » نرمش نشان مىداد - فرمود : « تو مرد خودخواهى هستى ؟ ! » . « 1 »
د - از جابربن عبدالله روايت كردهاند كه گفت : « همراه با زنانى كه با آنها « ازدواج موقت » كرده بوديم ، بيرون آمديم كه رسول خدا ( ص ) فرمود : اينها تا روز قيامت حراماند » . پس از اين ، آنها با ما وداع كردند ، و بدين خاطر ، آنجا را محل جدائى ناميدند ، در حالى كه پيش از آن محلّ پيوند بود » . « 2 »
اشكال اين حديث
« هيثمى » گويد : « اين روايت را طبرانى در « اواسط » آورده و در سند آن ، « صدقة » [ بن عبدالله ] است كه احمد بن حنبل درباره او گويد : هيچ ارزشى ندارد . احاديث او منكر و ناشناخته است . و مسلم [ صاحب صحيح ] دربارهى او گويد : حديث او منكر است » .
مؤلف گويد : در متن حديث آمده است كه جابر از رسول خدا روايت كرده كه آن حضرت فرمود : « اينها تا روز قيامت حراماند . » در حالى كه در احاديث
هامش
( 1 ) . اين روايت را به زودى در باب احاديث صحيح مىآوريم .
( 2 ) . مجمع الزوائد ، جلد 4 ص 264 . فتح البارى ، جلد 11 ص 34 . .