تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
به خدا سوگند چنين مىگويد . عبدالله گفت : آگاه باشيد ! به خدا سوگند او در زمان عمر نمىتوانست چنين بگويد ، و عمر شديداً شما را از آن بازمىداشت ، و من آن را جز « زنا » نمىدانم » . « 1 » در « مصنّف » ابن ابى شيبه و « در المنثور » سيوطى روايت كنند كه : « از عبدالله بن عمر درباره « متعه نساء » « ازدواج موقت » پرسيدند ، گفت : حرام است . به او گفته شد : ابن عباس بر آن فتوا مىدهد ! گفت : پس چرا در زمان عمر آن را « زمزمه » هم نمىكرد ؟ » . « 2 » در سنن بيهقى پس از عبارت « حرام است » گويد : عمر بن خطاب اگر كسى را به خاطر آن مىگرفت او را سنگسار مىكرد » . « 3 »

12 - اقدامات بعدى پيروان مكتب خلفا درباره‌ى « متعه »

چنان كه ديديم منطق مكتب خلفا در تحريم « ازدواج موقت » تا زمان حكومت ابن زبير ، بر محور زور و قدرت بود . پيروان اين مكتب از آن پس تغيير موضوع دادند و به جعل و تحريف روى آوردند كه به نمونه‌هايى از آن اشاره مىكنيم : الف - در سنن بيهقى گويد : « ابن عباس فتواى بر « ازدواج موقت » مىداد و اهل علم آن را نديده مىانگاشتند و ابن عباس از كوتاه آمدن در اين باره سرباز مىزد تا آنكه يكى از شعرا درباره‌ى فتواى او چنين سرود :
يا صاح هل لك فى فتيا ابن عباس * هل لك فى رخصة الاطراف آنسة تكون مثواك حتى مصدر الناس
اى داد ! آيا مىدانى فتواى ابن عباس چه مىكند ؟ !
هامش
( 1 ) . مصنف عبدالرزاق ، جلد 7 ص 502 . ( 2 ) . مصنّف ابن ابى شيبه ، جلد 4 ص 293 . تفسير سيوطى ، جلد 2 ص 140 . ( 3 ) . سنن بيهقى ، جلد 7 ص 206 . .
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 380 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى