ابىبكر او را به « عقد موقت » خويش درآورد و « معبد بن سلمة » نتيجه اين « ازدواج موقت » بود » . « 1 »
مؤلف گويد : « به نظر ما « صفوان بن اميّه » پدر همين « ابن صفوان » است » و چون صفوان برادر « سلمة بن اميّه » مىشود ، ابنعباس به او گفت : از عمويت بپرس ! و نيز گفت : آيا « امّ اراكه » را فراموش كرده ؟ به خدا سوگند فرزند او - يعنى معبد بن سلمه پسر عموى ابن صفوان - فرزند « ازدواج موقت » است . آيا او زنا كرده است ؟ و چون فرزندان به دنيا آمده از « متعه » را برشمرد ، اين « معبد » را از آنان دانست » .
11 - اختلاف عبدالله بن عمر با ابنعباس
روايات رسيده از « عبدالله بن عمر » درباره « ازدواج موقت » مختلف است . برخى از آنها بدينگونه است :
احمد بن حنبل در مسند خود از عبدالرحمن بن نعيم اعرجى روايت كند كه گفت : « نزد ابن عمر بودم كه مردى از او درباره « متعه نساء » [ / ازدواج موقت ] پرسيد ، عبدالله خشمگين شد و گفت : به خدا سوگند ما در زمان رسول خدا ( ص ) ، زناكار و بدكار نبوديم . . . » . « 2 »
در مصنف عبدالرزاق گويد : « به ابن عمر » گفته شد : ابن عباس « ازدواج موقت » را اجازه مىدهد . او گفت : گمان ندارم ابن عباس چنين بگويد . گفتند : آرى
هامش
( 1 ) . جمهرهى انساب ، اين حزم ، ص 159 و 160 .
( 2 ) . مسند احمد ، جلد 2 ص 95 ، حديث 5694 و جلد 2 ص 104 ، حديث 5808 . مجمع الزوائد ، جلد 7 ص 332 و 333 . و نيز در جلد 4 ص 265 ، از « ابن عمر » روايت كند كه : از او درباره متعه پرسيدند ، او گفت : حرام است . گفته شد : ابن عباس آن را بىاشكال مىداند . او گفت : به خدا سوگند ابن عباس مىداند كه رسول خدا در فتح خيبر آن را ممنوع كرد ، و ما زناكار نبوديم . صاحب مجمع الزوائد گويد : طبرانى آن را روايت كرده كه در طريق آن « منصور بن دينار » ضعيف است . مؤلف گويد : آشكار است كه او حديث « ابن عمر » را تحريف كرده است . .