پرسيد و پاسخ شنيد : ابن عباس درست مىگويد ، آرى اين چنين بود . ابنعباس گفت : اگر بخواهم ، مردانى از قريش را كه از طريق آن [ / ازدواج موقت ] به دنيا آمدهاند ، نام مىبرم » . « 1 »
بديهى است كه اين گفتوگوها بايد در زمان حكومت عبدالله بن زبير در مكه واقع شده باشد ، در آن دوران كه نماز جمعه و جماعت در بيت الله الحرام برگزار مىشد . و گمان قوى آن است كه اين گفت و شنودها در اوان خطبه نماز جمعه و در حضور بسيارى از مسلمانان بوده است . زيرا ، به نظر ما ابنعباس خود را برتر از آن مىدانست كه در سخنرانى ابنزبر حضور يابد مگر در نماز جمعه كه به حضور در آن ملزم و مجبور بودند » .
و نيز ، كاملًا آشكار است كه ابنزبير و هيئت حاكمه او ، يعنى هيئت حاكمه خلافت ، هيچگونه مستندى از قول و فعل و تقرير رسول خدا ( ص ) در نهى از « متعه » در دست نداشتند . چه ، اگر داشتند در برابر ابنعباس و برهان محكم او كه مىگفت : « متعه در زمان رسول خدا ( ص ) انجام مىشده است » به آن استناد مىكردند .
ولى بر خلاف هيئت حاكمه خلافت كه در تحريم « متعه حج و متعه نساء » - تا به امروز هم - بر منطق زور تكيه كرده و مىكنند ، معقتدان به حليت هميشه و هرگاه فرصت يافتهاند با استناد به سنت رسول خدا ( ص ) با آنها مقابله كرده و دلايل خود را بيان داشتهاند .
در صحيح مسلم و مسند احمد و طيالسى و سنن بيهقى و غير آنها از ابىنضرة روايت كنند كه گفت : « نزد جابربن عبدالله بودم كه شخصى آمد و گفت : ابنعباس و ابنزبير درباره « متعه حج و متعه نساء » اختلاف كردهاند . جابر گفت : ما آن را در زمان رسول خدا ( ص ) انجام مىداديم سپس عمر ما را از آن
هامش
( 1 ) . شرح معانى الآثار طحاوى ، باب نكاح المتعة . . . .