تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
بر محمد ( ص ) ارزانى داشت [ و عمر آن را ممنوع كرد ] و اگر نهى او نبود ، هيچ كس جز نگون‌بختان شقى نيازمند زنا نمىشد » . « 1 » در عبارت « مصنّف » عبدالرزاق به جاى « رحمت » لفظ « رخصت » و آمده است . عطا گويد : به خدا سوگند گويا سخن او را شنيدم كه مىگفت : « الّا شقى » مگر نگون‌بخت ! و عبارت « بداية المجتهد » چنين است : « و لو لا نهى عمر عنها ما اضطرّ الى الزّنا الّا شقى » « و اگر عمر آن را ممنوع نكرده بود ، هيچ كس جز نگون‌بخت ناچار از زنا نمىشد » .

7 - آنان كه بعد از عمر بر حلّيت « متعه » پاى فشردند :

« ابن حزم » در « محلّى » گويد : « پس از رسول خدا ( ص ) جماعتى از پيشينيان صحابه ( رض ) بر حلّيت آن باقى ماندند كه عبارتند از : اسماء دخت ابىبكر ، جابربن عبدالله ، ابن مسعود ، ابن عباس ، معاوية بن ابىسفيان ، عمرو بن حريث ، ابوسعيد خدرى و سلمه و معبد پسران اميّة بن خلف ، و جابر بن عبدالله [ حليّت ] آن را در دوره رسول خدا ( ص ) و ابوبكر و عمر تا اواخر دوره عمر ، از همه صحابه روايت كرده است » . گويد : « و عمر بن خطاب تنها در صورتى آن را مردود مىكند كه دو نفر عادل بر آن گواه نباشند ، و با شهادت دو عادل ، آن را روا مىداند . و : از تابعين هم : طاوس ، عطاء ، سعيد بن جبير و ساير فقهاى مكه - اعزّها الله - بر حليّت آن پاى
هامش
( 1 ) . احكام القرآن ، جصّاص ، جلد 2 ص 147 . تفسير سيوطى در تفسير آيه ، جلد 2 ص 141 . بداية المجتهد ، جلد 2 ص 63 . نهاية اللغة ، جلد 2 ص 229 . لسان العرب ، جلد 14 ص 66 . تاج العروس ، جلد 10 ص 200 . الفائق ، زمخشرى ، جلد 1 ص 331 . و نيز ، رجوع كنيد : تفسير طبرى ، ثعلبى ، رازى ، ابىحيّان نيشابورى و كنزالعمال . .
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 373 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى