تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
و نيز ، در اين باره ميان پيروان عمر و مخالفان او مناقشات و درگيرىهايى اتفاق افتاده كه برخى از آن‌ها را مىآوريم :

9 - اختلاف ميان موافقان و مخالفان

درباره « حليّت » ازدواج موقت ، بين ابن‌عباس و گروهى از مخالفان مانند ابن زبير ، مشاجرات و بحث‌هايى به شرح زير درگرفته است : مسلم در صحيح و بيهقى در سنن خود از « عمروة بن زبير » روايت كنند كه : « عبدالله بن زبير در مكه به پا خاست و گفت : مردمانى كه خدا دل‌هاى آنان را همانند چشمان‌شان كور كرده است ، به « ازدواج موقت » فتوا مىدهند ! - عبدالله كنايه به ابن‌عباس داشت كه چشمانش را از دست داده بود - ابن عباس در پاسخش گفت : تو موجودى جلف و سبكسرى ! به جانم سوگند كه متعه در زمان امام المتقين - مقصودش رسول خدا ( ص ) است - حلال بود . ابن‌زبير گفت : خودت تجربه كن كه به خدا سوگند اگر چنين كنى - متعه نمايى - تو را با سنگ‌هاى خودت سنگسار مىكنم » . ابن‌شهاب گويد : « خالد بن مهاجر بن سيف » مرا خبر داد و گفت : « من در نزد مردى نشسته بودم كه شخصى پيش وى آمد و حكم « متعه » را پرسيد . او دستور به انجام آن داد . « ابوعمره انصارى » به وى گفت : آهسته‌تر ! او گفت : براى چه ؟ به خدا سوگند من در دوران امام المتّقين آن را انجام داده‌ام » . « 1 » از سعيد بن جبير روايت كنند كه گفت : « شنيدم عبدالله بن زبير خطبه مىخواند و بر ابن عباس درباره فتوايش در حليّت « متعه » اعتراض مىكرد و او را سرزنش مىنمود . ابن عباس گفت : اگر راست مىگويد از مادرش بپرسد . عبدالله از مادرش
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ص 1026 حديث 27 ف باب نكاح المتعة . سنن بيهقى ، جلد 7 ص 205 . احتجاج ابى عمره انصارى در مصنف عبدالرزاق جلد 7 ص 502 مىباشد . .