تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
يك صف ، و مروان و فلرزندان بنىالعاص و ساير بنىاميه و پيروان آن‌ها در صف ديگر ، اين درگيرى باعث شد تا ميدان عمل براى مسلمانان بازگردد و آزادىهاى نسبى مجال بروز يابد و بخشى از احاديث ممنوعه منتشر شود ، و مسلمانان را به معارضه با خلفا بكشاند ، و نسل جديد ، از مسلمانان قديم ، چيزهائى را بشنود كه نمىتوانست شنيد ، و امورى را ببيند كه هرگز نديده بود . برخى از مخالفت‌ها درباره « متعه نساء » [ / ازدواج موقت ] چنين است : در مصنف عبدالرزاق از ابن جريح از عطا روايت كند كه گفت : « اولين كسى كه نام « متعه » [ ازدواج موقت ] را از او شنيدم « سفوان بن يعلى » بود . گويد : او مرا خبر داد كه معاويه در طائف زنى را به « عقد موقت » خود درآورد و من كار او را ناپسند شمرد . نزد ابن‌عباس رفتيم و برخى از ما داستان را براى او بازگو كرد . پاسخ شنيد : آرى [ ازدواج موقت ] رواست . راوى گويد : دل من آرام نگرفت تا آنكه جابر بن عبدالله وارد شد ، به منزل او رفتيم . مردم از او سؤالاتى كردند و سخن را به « متعه » كشاندند ، چابر گفت : آرى ، ما در زمان رسول خدا ( ص ) و ابوبكر و عمر « متعه » [ / ازدواج موقت ] مىكرديم تا آنكه در اواخر خلافت عمر ، « عمرو بن حريث » زنى را به « عقد موقت » گرفت و . . . » « 1 » و نيز ، در مصنف عبدالرزاق است كه : « معاوية بن ابىسفيان هنگام ورود به « طائف » زنى به نام « معانه » را به « ازدواج موقت » خود درآورد . جابر گويد : من « معانه » را در زمان خالفت معاويه ديده‌ام ، او زنده بود و معاويه هر سال براى او هديه‌اى مىفرستاد تا از دنيا رفت . « 2 » و نيز ، در كتاب از « عبدالله بن خيثم » روايت كند كه گفت : « در شهر مكه ، زنى عراقى و عابده با پسرش به نام « ابواميّه » سكونت داشت و « سعيد بن جبير » به
هامش
( 1 ) . مصنف عبدالرزاق ، جلد 7 ص 496 و 497 ، باب المتعه . ( 2 ) . همان . .