از سه روز با طلاق جدا شود . پس كار درستى كردهام . . . « 1 »
* * * مؤلف گويد : توجيه و عذر خليفه عمر در تحريم « متعه حج » به اينكه : « اگر مسلمانان در ماههاى حج عمره بگزارند چنين پندارند كه حجّشان كفايت كند » اين توجيه با نهى او از جمع ميان حج و عمره راست نيايد . علت واقعى و حقيقت مطلب عذرى است كه در روايت ديگرى آمده و گفته است : « مردم مكه نه پستان شيرده دارند و نه زراعت [ مفيد ] ، بهار آنان تنها از ميهمانان اين خانه است ، بنابراين بايد دوباره به سوى آن بيايند : يك بار براى حج مفرد و ديگر بار براى عمرهى مفرده ، تا قريش كه اصل و ريشه مهاجريناند ، از آن بهرهور گردند ! » .
اما توجيه و عذر خليفه دربارهى « نكاح متعه » به اينكه ، « در زمان رسول خدا ( ص ) زمان ضرورت بود و اكنون چنين نيست » اين توجيه نيز غير مقبول است ، چون بيشتر رواياتى كه بر وقوع « متعه » در عصر رسول خدا ( ص ) صراحت دارد ، ناظر بر آن است كه نزول حكم آن در جنگها و حال سفر بوده ، و از اين جهت هيچ تفاوتى بين عصر پيامبر ( ص ) و عصر عمر تا دوران ما و دورههاى آينده وجود ندارد .
زيرا ، انسان از روزى كه بر روى كرده زمين پديدار شده ، هميشه نيازمند سفر بوده و روزها و ماهها و گاهى سالها از خانواده و اهل خويش دور مىماند . حال اگر مردى به سفر برود و سفرش طولانى باشد ، با غريزه جنسىاش چه بايد بكند ؟ آيا مىتواند آن را از خود جدا كرده و در محل بر جاى گذارد تا پس از بازگشت به كارش گيرد ، يا آنكه غريزه جنسى با اوست و در سفر و حضر از وى جدا نگردد ؟ حال كه اين غريزه با اوست آيا مىتواند آن را انكار كرده و عصمت ورزد ؟ و تازه اگر افراد نادرى از ابناى بشر توان عفت ورزيدن داشته
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، جلد 2 ص 32 در باب : بخشى از سيره عمره ، حوادث سال 23 ه - . .