امان ماند و به خدا سوگند هر كه اين خبر را بشنود و پس از آن ، به خاطر سخن كسى ، با فرمان رسول خدا ( ص ) معارضه نمايد ، اگر چه آن كس ام المؤمنين عايشه دورغهاى تار عنكبوتى كه سستترين خانههاست ، آن هم از قول حارث بن بلال و امثال او . . . كسانى كه در بين مردم ناشناخته و مجهولند ! و هيچ كس حق ندارد از سخن آن حضرت ( ع ) كه فرمود : « عمره تا روز قيامت داخل حج شد » به اين بسنده كند كه مراد آن حضرت « جواز عمره در ماههاى حج بوده است » . . . و هر كه چنين كند ، آشكارا بر رسول خدا ( ص ) دروغ بسته است ! » .
گويد : « و برخى از آنان شگفتى ديگرى آفريده ، و پس از آنكه روايت ثابت و مسلّم ابن عباس را يادآور شده : « كه مشركان انجام عمره در ماههاى حج را از زشتترين گناهان مىدانستند » گويد : « رسول خدا ( ص ) تنها بدان خاطر آنها را به انجام عمره فرمان داد ، تا قولًا و عملًا از جواز عمره در ماههاى حج آگاهشان كرده باشد » و اين فاجعهاى بس عظيم است كه اولين نتيجه آن دروغ بستن بر پيامبر خدا ( ص ) است ، كه ادعا مىكنند : « پيامبر ( ص ) فرمان نسخ حج به عمره را اكنون از آنها پرسيده مىشود : فرضاً كه چنين باشد و به خدا پناه مىبريم كه از اينكه چنين باشد - آيا اين فرمان به حق صادر شده با به باطل ؟ اگر بگويند : « به باطل صادر شده » كه كافر شدهاند و اگر بگويند : « به حق بوده » مىگوييم : « به هر حال فرمان آن حضرت ( ع ) براى هر چه كه بوده باشد ، مسلماً پس از صدور ، حكمى حقّ و واجب شده بود ؛ اضافه بر آنكه ، اگر اين واقعه چنان كه گفتهاند تا بدين حد سبك و بىمقدار بوده ، براى چه تنها به كسانى اختصاص يافته كه قربانى به همراه نداشتند ؟ ! » .
و شگفتآورتر از همه اينها آنكه ، اين جاهل قائل بدين نظر به خوبى
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٣١