إفراد آن است كه « خلفاى راشدين رض - » پس از پيامبر ( ص ) حج را مفرد و جدا ساختند و بر إفراد و جدايى آن [ از عمره ] مواظبت كردند : ابوبكر و عمر و عثمان رض - چنين كردند و فعل على رض - مختلف « 1 » بود و اگر حج إفراد افضل نبود و نمىتوانستند كه پيامبر ( ص ) حج إفراد به جاى آورده ، از آن مواظبت نمىكردند . اضافه بر آن ايشان امامان برتر و پيشوايان اسلام و مقتداى عصر خويش و پس از آن بودهاند ، و مواظبت بر خلاف فعل رسول خدا ( ص ) شايسته آنها نباشد . اما اختلاف على - رض - و ديگران تنها براى بيان جواز [ تمتع ] بوده است ، « 2 » كه توضيح آن در روايات صحيح آمده است . و از دلايل ترجيح حج إفراد اينكه ، قربانى كردن در حج إفراد به اجماع علما واجب نيست و اين كمال آن است ، در حالى كه در حج تمتع و حج قِران واجب است و اين قربانى بارى جبران از دست دادن ميقات و غير آن است و آنچه نيازمند جبران نباشد افضل است .
دليل ديگر اينكه ، امت اسلام بدون هيچ كرامتى بر جواز إفراد اجماع كردهاند ؛ « 3 » ولى عمر و عثمان و برخى ديگر حج تمتع و قِران را نمىپسنديدند ؛ پس حج إفراد افضل است و خدا داناتر .
هامش
( 1 ) . اگر مراد او از مختلف بودن فعل امام على ( ع ) ، اختلاف فعل آن حضرت با افعال خلفا در اين باره بوده ، چنان كه از قول او در دنبالهى همين مطلب به دست مىآيد سخن صحيحى است . اما اگر مراد او اين باشد كه افعال امام برخى با برخى ديگر اختلاف داشته است ، اين دورغ و افتراى بر امام ( ع ) است .
( 2 ) . امام ( ع ) تصريح فرموده كه مخالفت او با آنها براى احياى سنت رسول خدا ( ص ) بوده است ؛ سنتى كه از اقامه آن جلوگيرى مىكردند . توضيح بيشتر در صفحات پيشين بخش : « در عصر عثمان » بجوييد .
( 3 ) . بلكه برخى از ابناى امت با رسول خدا ( ص ) مخالفت كردند و خشم رسول خدا ( ص ) را با ترديد درباره فسخ حج و إفراد به تمتع بر خود خريدند و امامان اهل البيت ( ع ) در پيروى از رسول خدا ( ص ) با آنها مخالفت كردند و پيرامون مكتب اهل البيت و ديگر كسانى كه سنت رسول خدا ( ص ) را پسنديدند نيز راه مخالف آنها را پيمودند . پس امت اسلامى بر آن اجماع نكردهاند ! .