مؤلف گويد : واژه « عرش » را « عُرُش » دانستهاند تا جمع « عُرش » به معناى : « خانههاى مكه » باشد ، در حالى كه شايد سعد بن ابىوقاص آن را « عَرش » تلفظ كرده و مرادش آن بوده كه معاويه در آن روز به « پروردگار عرش » كافر بوده است .
سعد بن ابىوقاص بدين گونه در مكانهاى مختلف با معاويه معارضه مىكرد ، چون خود را فاتح عراق و بازمانده شوراى شش نفره عمر براى خلافت مىدانست ، جايگاهى كه ديگر صحابه از آن برخوردار نبودند تا بتوانند با سردمداران خلافت در آن روز به مخالفت برخيزند ؛ بلكه در بين آنها كسانى چون « عمرانبن حصين » صحابى نيز بودند ، كسى كه در طول حيات خويش دم برنياورد تا آنگاه كه در بستر مرگ افتاد رأى خود را آشكار ساخت ؛ چنانچه مسلم و ديگران را « مطرف » روايت كردهاند كه گفت :
« عمران بن حصين در بيمارى منجر به مرگش مرا خواست و گفت : « من براى تو احاديثى را روايت مىكنم كه شايد پس از من سودت رساند ، و اگر زنده ماندم آنها را از سوى من مكتوم بدار و اگر مُردم و خواستى آنها را روايت كن : همانا بر من ثابت و مسلم شده و مىدانم كه پيامبر خدا ( ص ) حج و عمره را توأمان انجام داد ؛ سپس نه آيتى درباره آن نازل شد و رسول خدا ( ص ) از انجام آن دو نهى فرمود ؛ [ آرى ] مردى نظرش را آنگونه كه خواست دربارهى آن اظهار [ و اعمال ] كرد . » « 1 »
و در روايت ديگرى گويد : « من امروز حديثى را براى تو نقل مىكنم كه
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ص 899 ، حديث 166 و 168 و 169 ، و شرح نووى ، ص 306 305 . و در اسد الغابه [ 4 / 137 ] گويد : عمران بن حصين را عمر براى قضاونت به كوفه فرستاد . او مستجات الدعوه بود و فرشتگان در بيمارى منجر به مرگش بر او سلام كردند . در سال 52 هجرى در خلافت معاويه در بصره وفات كرد . .