مىدانى كه من بخشى از موى رسول خدا ( ص ) را در مرو با سر نيزه كوتاه كردم ؟ » و من به او گفتم : « اين را نمىدانم مگر دليلى بر عليه خودت ! »
ابن قيم گويد : « و اين از جمله مواردى است كه مردم از معاويه نپذيرفتند و به اشتباهش نسبت دادهاند . » « 1 »
در روايت نخست ، اصحاب پيامبر ( ص ) خدا را گواه مىگيرند كه آن حضرت ، در ضمن آنچه نهى كرده ، از انجام توأمان حج و عمره نهى نكرده است ، و معاويه سوگند مىخورد كه اين نهى همراه با آنهاست . و اين روايتِ معاويه ما را بدانجا مىرساند كه آن روايت ديگرى كه در موافقت با نظر معاويه نقل شده نيز ، در عصر خود را ساخته شده است ؛ روايتى كه به زودى در آخر همين باب آن را بررسى مىكنيم .
اما روايت دوم كه روايت نخست را نقض مىكند ، در اين روايت معاويه بر آن است تا مباهات كرده و بگويد كه از مقربان و خادمان رسول خدا ( ص ) بوده است و فراموش كرده كه اين ادعاى او با روايت نخست و فنواى معروفش تناقض دارد !
معاويه همچنين در راه احياى سنت عمر با مخالفت شديد سعد بن ابىوقاص روبهرو شد ، مسلم در صحيح خود از « غنيم بن قيس » گويد : « از سعد بن ابىوقاص درباره مُتعه پرسيدم و او گفت : « ما آن را انجام داديم و اين [ / معاويه ] امروز كافر به « عرش » است . » « 2 »
راوى گويد : « مراد از عرش خانههاى مكه است » .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ص 207 . صحيح مسلم ، باب التقصير فى العمره ، حديث 209 . سنن ابوداود ، ج 2 ص 159 - 160 ، حديث 1802 - 1803 . مسند احمد ، ج 4 ص 96 - 98 . المنتقى ، ج 2 ص 270 ، حديث 2579 و 2580 ، منحه المعبود ، حديث 1503 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ص 898 ، حديث 164 . شرح نووى ، ج 7 ص 304 . المنتقى ، حديث 2386 ، و تاريخ ابن كثير ، ج 5 . ص 127 و 135 . .