تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
مسلمانان نيز همراه و همسوى او بودند ، و بدين خاطر زمينه‌اى براى بحث و گفتگو پيرامون عمره تمتع نبود تا براى ما روايت شود و در كتاب‌هاى حديث جاى گيرد ؛ ولى در دوران معاويه ، آن‌گاه كه كوشيد تا « سنت عمر » را زنده بدارد ، دوباره اين بحث و گفتگو آغاز شد :

عمره تمتّع در دوران معاويه :

معاويه در عصر خود با همه توان بر آن بود تا سنت خلفاى سه‌گانه : ابوبكر و عمر و عثمان را احياء كند ، به خصوص در مواردى كه باعث رنجش اهل البيت ( ع ) و مخالف مكتب آنان ، و به ويژه امام على ( ع ) بود ؛ و اين سياست عامّ معاويه بود ، سياستى كه او و نديمانش با همه توان به انجام آن همت گماشته بودند . « 1 » بنگريد : در سنن نسائى از ابن عباس گويد : « اين معاويه مردم را از « متعه » نهى مىكند ؛ در حالى كه پيامبر ( ص ) « تمتع » به جاى آورد » . « 2 » و در سنن دارمى از محمد بن عبدالله بن نوفل ، گويد : « در موسم حجّى شنيدم كه معاويه از سعد بن مالك مىپرسيد : « چگونه عمره تمتع را با حج روا مىدارى ؟ » گفت : « حسنه‌اى زيباست » . معاويه گفت : « عمر از آن نهى مىكرد ، آيا تو از عمر برترى ؟ ! » . او گفت : « عمر از من برتر بود ، ولى پيامبر ( ص ) آن را انجام داد و او از عمر
هامش
( 1 ) . از نمونه‌هاى آن ، سياست خلفا در جلوگيرى از نشر حديث پيامبر ( ص ) بود كه ابوبكر و عمر از انتشار آن ممانعت كردند و معاويه از آن‌ها پيروى كرد و بر فراز منبر رسول خدا ( ص ) گفت : « هيچ كس نبايد حديثى را كه در عهد ابوبكر و عمر شنيده نشده روايت كند » ونيز گفت : « بر شما باد كه احاديث رايج در زمان عمر را روايت كنيد » مراجعه كنيد : كنز العمال ، در حاشيه مسند احمد ، ج 4 ص 64 و منتخب كنز ، ج 4 ص 61 . ( 2 ) . سنن نسائى ، باب التمتع . .