نظر شخصى خود از آن نهى كرده بود ! » « 1 »
* * * از مجموع روايات گذشته دانستيم كه امام على ( ع ) ، با اعلام آشكار نيّت حج تمتع ، بر آن بود تا به عمد و آشكار با خليفه عثمان مخالفت نمايد ، و خليفه نيز اين موضوع را گاهى با تسامح و زمانى با شدت پىگيرى مىنمود ، و به گمان ما تسامح او در ابتداى حكومتش بود و شدت وى در دنباله آن ، و اين شدت به جايى رسيد كه انجام دهنده آن را تازيانه مىزد و سر مىتراشيد ! ابن حزم روايت كند گويد : « به عثمان خبر رسيد كه مردى نيت عمره و حج توأمان مىكند . گفت : « نزد منش بياوريد » و چون آوردند تازيانهاش زد و سرش را تراشيد » « 2 » تازيانهاش زد تا كيفرش باشد و سرش را تراشيد تا زبانزد و مايه عبرت گردد ! اما با همه اين سختگيرىها ، معارضه و مقاومت مسلمانان از همين آغاز شد و امام على ( ع ) آغاز كننده نخستين بود كه آشكارا به مخالفت با آنها برخاست و همراهانش را بدان فرمان داد ، و اين معارضه پس از آن در دوران خلفاى ديگر توسعه و گسترش يافت .
عمرهء تمتّع در دوران امام على ( ع ) :
ديديم كه امام على ( ع ) در زمان عثمان به شدت با او معارضه مىكرد و در اقامه « سنت رسول خدا ( ص ) » پاى مىفشرد ، « 3 » و بديهى است كه اقامه آن در دوران خود او كه معارضى هم نداشت بسى شايستهتر مىنمود ، به ويژه كه عمده
هامش
( 1 ) . زاد المعاد ، ج 1 ص 218 .
( 2 ) . المحلى ، ج 7 ص 107 .
( 3 ) . ابن كثير در تاريخ خود ( 5 / 132 ) از حسن بن على ( ع ) گويد : « با على حركت كرديم و به ذا الحليفه رسيديم و على گفت : « من مىخواهم حج و عمره را توأمان انجام دهم ، و هر كه چنين خواهد همان را بگويد كه من مىگويم » سپس لبيك گفت : ليبك به يك حج و يك عمره » . .