مسند طياسى و ديگر كتب از مروان بن حكم ، گويد : « شاهد عثمان و على بودم و ديدم كه عثمان از متعه و از جمع ميان حج و عمرهى تمتع نهى مىكرد و على كه چنين ديد لبيك هر دو را سر داد : لبيك عمره و حج با هم را ، و گفت : « من چنان نيستم كه سنت پيامبر ( ص ) را به خاطر سخن كسى رها سازم . » .
و در عبارت نسائى گويد : « عثمان از متعه و از جمع ميان حج و عمره با هم نهى مىكرد ، لذا [ به على [ گفت : « با آنكه من از انجامشان نهى مىكنم تو آن دو را انجام مىدهى ؟ » و على گفت : « من كسى نيستم كه سنّت رسول خدا ( ص ) را به خاطر احدى از مردم رها سازم . » .
و در روايت ديگرى است كه : « به خاطر سخن تو رها سازم . » « 1 »
ابن قيّم پس از ذكر اين احاديث گويد : « اين گفتگوها بيانگر آن است كه جمع كننده ميان حج و عمره در نزد آنها « تمتّع » شمرده مىشد ، و اين كارى بود كه رسول خدا ( ص ) انجامش داده بود و عثمان نيز بدان اعتراف داشت ؛ چون هنگامى كه على ( ع ) به او گفت : « چرا از كارى كه رسول خدا ( ص ) انجامش داده نهى مىكنى ؟ » به او نگفت : « رسول خدا ( ص ) انجامش نداده است » و اگر در اين باره با او موافق نبود ، ادعايش را انكار مىنمود . و على ( ع ) نيز براى موافقت با پيامبر ( ص ) . اقتداى به او ، و بيان اينكه سنت آن حضرت نسخ نشده ، نيت انجام حج و عمره توأمان كرد و لبيك جمعى سر داد تا عملًا نشان دهد كه به پيامبر ( ص ) اقتدا كرده و از قرآن و « سنت » ى پيروى مىكند كه عثمان با تأويل و
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ص 190 . سنن نسائى ، ج 2 ص 15 . سنن دارمى ، ج 2 ص 69 . سنن بيهقى ، ج 4 ص 352 و ج 5 ص 22 . مسند طيالسى ، ج 1 ص 16 ، حديث 95 . مسند احمد ، ج 1 ص 95 ، حديث 733 ، و ص 136 ، حديث 139 . زاد المعاد ، ج 1 ص 217 . شرح المعانى الآثار ، ص 376 . كنز المعال ، ج 3 ص 31 . منحه المعبود ، حديث 1004 ، و تاريخ ابن كثير ، ج 5 ص 126 و 129 و چاپ دار الاحياء ، ص 96 و 98 . .