تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
و نه ما فهميديم و نه منّجم مىفهمد ! چون رسول خدا ( ص ) در حجه الوداع به آن‌ها فرمان داد تا « عمره تمتع » به جاى آورند و آن‌ها نيز ، آن را در آخرين سال حيات رسول خدا ( ص ) به جاى آوردند ؛ يعنى در سال گسترش اسلام و نابودى هميشگى شرك در شبهه جزيره‌ى عربستان ! ابن كثير گويد : « و من نمىدانم اين خوف بر چه چيز قابل حمل است و از چه جهتى بوده است ؟ ! » و پيش از آن گويد : « خداوندا اسلام را براى او تثبيت نموده و بلد الحرام را فتح كرده بود و در سال گذشته در پهن‌دشت مِنى اعلام شده بو كه بعد از اين سال هيچ مشركى نبايد حج بگزارد و هيچ كس نبايد برهنه طواف كند . » « 1 » در حديث گذشته عثمان دليل صحّت فتواى خود را چنين بيان داشت كه : « آن‌ها بدان خاطر كه خائف بودند عمره تمتع به جاى آوردند » ولى در روايات آينده به هيچ دليلى استناد نمىكند و درشتى بيشترى نشان مىدهد : در صحيح مسلم ، صحيح بخارى ، سنن نسائى ، مسند طيالسى ، مسند احمد و ديگر كتب از سعيد بن مسيّب گويد : « على و عثمان در عسفان همراه شدند و چون عثمان از متعه يا عمره نهى مىكرد ، على گفت : « براى چه ، امرى را كه رسول خدا انجام داده هدف گرفته و از آن نهى مىكنى ؟ » عثمان گفت : « ما را رها كن ! » گفت : « نمىتوانم تو را رها كنم » و بعد ، على كه چنين ديد لبيك هر دو [ / حج و عمره ] را با هم سر داد . » « 2 » و نيز ، در صحيح بخارى ، سنن نسائى ، سنن بيهقى ، مسند احمد ،
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن كثير ، ج 5 ص 137 ، چاپ دار احياء الثرات العربى ، ص 102 و 103 . ( 2 ) . صحيح مسلم ، ص 897 ، حديث 159 . صحيح بخارى ، ج 1 ص 190 . مسند طياسى ، ج 1 ص 16 . مسند احمد ، ج 1 ص 136 ، سنن بيهقى ، ج 5 ص 22 . منحه المعبود ، ج 1 ص 210 ، حديث 1005 . شرح المعانى الآثار ، ص 371 . زاد المعاد ، ج 1 ، ص 218 . و ص 220 ، و تاريخ ابن كثير ، ج 1 ، ص 129 ، و چاپ دار الحياء ، ص 98 . و عسفان ايستگاهى است ميان حجفه و مكه ( معجم البلدان ) . .