آنها چيزى نگفت . على گفت : « آيا درست است كه تو از تمتع نهى كردهاى ؟ آيا رسول خدا ( ص ) تمتع به جاى نياورد ؟ راوى مىگويد : « و نمىدانم عثمان چه پاسخى به او داد . » « 1 »
آرى ، خليفه عثمان در اين موارد - چنان كه ديديم - دربارهى ( عمره تمتّع ) نرمى و تسامح نشان داده است و در موارد ديگر كه مىآيد - درشتى و غلظت :
در صحيح مسلم ، مسند احمد ، سنن بيهقى و غير آنها از شعبه از قتاده از عبدالله بن شقيق ، گويد : « عثمان از متعه نهى مىكرد و على بدان فرمان مىداد . عثمان به على جملهاى گفت و على گفت : « تو خوب مىدانى كه ما با رسول خدا ( ص ) [ عمره ] تمتع به جاى آورديم . عثمان گفت : « آرى ، ولى ما خائف بوديم ! »
و در روايتى در مسند احمد مىگويد : « عثمان به على گفت : « تو چنين و چنانى ! » .
و در روايت ديگرى گويد : « و عثمان به على سخنى گفت . » .
و در پايان اين روايت ، شعبه به قتاده مىگويد : « خوف آنها چه بود ؟ » گفت : « نمىدانم ! » « 2 »
در اين حديث ، گفتهى عثمان به على را كتمان كردهاند و به جاى آن ، يكبار جمله » تو چنين و چنانى » را آوردهاند ، و يكبار جمله « سخنى گفت » را . امّا اين جمله عثمان كه گفت : « آرى ، ولى ما خائف بوديم ! » اين خوف را نه قتاده فهميد
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 1 ص 60 ، حديث 424 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ص 896 ، حديث 158 . مسند احمد ، ج 1 ص 97 ، حديث 756 ، و روايت دوم در ص 60 حديث 431 و 432 . سنن بيهقى ، ج 5 ص 22 . المنتقى ، حديث 2382 . كنز العمال ، چاپ اول ، ج 3 ص 33 . شرح معانى الاخبار ، ص 380 و 381 ، و تاريخ ابن كثير ، ج 5 ص 127 ، فشرده . ابن كثير در ص 129 نيز پس از آوردن اين حديث گويد : « و اين اعترافى است از عثمان ( رض ) بدانچه كه على روايت كرد ، و معلوم است كه على ( رض ) در حجه الوداع با همان نيتى مُحرم شد كه پيامبر ( ص ) با آن احرام بسته بود » . .